پاسخ به:روزي جنگي بود
جمعه 8 بهمن 1389 11:41 AM
اشكو اليك
پيامپي پر از مجروحين حركت كرد. با آيةالكرسي و وجعلنا... آنها را بدرقه كرديم. هركس آرام زير لب دعا ميخواند تا بچهها به سلامت به مقصد برسند. با دو چشم خود ميبينم اما دلم باور نميكند. توپ مستقيم عقب پي ام پي را شكافت. محشري برپاست. منبع: مجله فكه
صداي ضجه و شيون بچهها در ميان شعلههاي آتش به آسمان بلند شد بدنهي پي ام پي مانند آهني گداخته سرخ شد. آنها در ميان پارههاي آهن سوختند و هيچكس نفهميد و نخواهد فهميد كه آنها چه كساني بودند.
«اشكو اليك» پروردگارا به تو پناه ميبرم. سالهاست كه از آن روز تلخ گذشته اما هنوزم شعلههاي آتش پي ام پي را در مقابل چشمانم ميبينم.