0

روزي جنگي بود

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:روزي جنگي بود
جمعه 8 بهمن 1389  11:40 AM

اسير

دو تا بچه يك غول را همراه خودشان آورده بودند و هاي‌هاي مي‌خنديدند. گفتم: «اين كيه؟» گفتند: «عراقي» گفتم: چطور اسيرش كرديد. مي‌خنديدند گفتند از شب عمليات پنهان شده بود. تشنگي فشار آورده و با لباس بسيجي‌هاي خودمان آمده ايستگاه صلواتي شربت گرفته بعد پول داده بود.
اين‌طوري لو رفت.    

منبع: سالنامه سرداران عشق 1387  

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها