پاسخ به:روزي جنگي بود
جمعه 8 بهمن 1389 11:39 AM
استجابت دعا وقتي علي ابراهيمي در عمليات كربلاي 5 با تركش خمپاره به شهادت رسيد، جنازهاش را به قرارگاه برديم و از آنجا با چند برادر ديگر، عقب ماشين گذاشتيم تا به مشهد بياوريم. يكدفعه جنازه حركت كرد و روي زمين افتاد. فوراً جنازهي مطهر را برداشتيم و روي ماشين گذاشتيم، اما هنوز كمي راه نيامده بوديم كه باز پيكر شهيد روي زمين افتاد. جنازه را بلند كرديم و عقب ماشين گذاشتيم. منبع: كتاب مجموعه ي گل مجموعه ي اول
روي سينهي شهيد رفتم و شهيد را به مادرش فاطمه الزهرا قسم دادم، گفتم كه ميخواهيم تو را در بهشت رضا دفنت كنيم. چون در وصيتنامه اش گفته بود. ميخواهم مثل جدم اباعبدالله (ع) در ميدان جنگ به خاك سپرده شوم.
و در جاي ديگري هم نوشته بود: «من عاشق خدا هستم و هيچجا از جبهه به خدا نزديكتر نيست. لذا جبهه را انتخاب ميكنم». بعد از اين قسم پيكرش آرام گرفت تا اينكه او را در بهشت رضا كنار شهيد حاج ابراهيم شريفي دفن نموديم.