پاسخ به:روزي جنگي بود
جمعه 8 بهمن 1389 11:39 AM
ارباً ارباً يعني چه؟ چشمانش را به آسمان دوخته بود و حسابي رفته بود توي فكر. گفتم: «چيه، محمد نكنه! نكنه بريدي؟!» منبع: كتاب گلشن ياران
خيلي آرام، در حاليكه بغض در گلو داشت، گفت: «بالآخره نفهميدم ارباً ارباً يعني چه؟ ميگن آدم مثل گوشت كوبيده ميشه! ميدوني؟ يا بايد وقتي از اين عمليات برگشتم معنياش را بفهمم يا اينكه همينجا بهش برسم»
ديگر به خط رسيده بوديم. از تويوتا پياده شديم. ساعتي بعد گلولهي توپي به سنگر خورد و محمد در ميان خروارها خاك ماند. به سختي او را به بيرون آورديم. جواب سوالش را گرفت.
ارباً ارباًَ و گوشت كوبيده. ديگر لازم نبود در موردش تحقيق كند.