پاسخ به:روزي جنگي بود
جمعه 8 بهمن 1389 11:33 AM
آخرين گلوله
عمليات بيتالمقدس بود. رزمندهاي تيربارش را برداشت و بر روي خاكريز نشست. نميدانم چرا ناخودآگاه نگاهم بر روي پسرك خيره ماند. منبع: كتاب سفر عشق
ناگهان گلولهاي به سينهاش اصابت نمود، اما دستش را از تيربار جدا نكرد. جلو رفتم، او به شهادت رسيده بود. اما نميدانم چرا دستش از روي ماشهي تيربار جدا نشد و تا آخرين گلوله شليك نمود.