پاسخ به:روزي جنگي بود
جمعه 8 بهمن 1389 11:33 AM
آخرين عكس روزي عكسي از خودش را آورد و به من داد و گفت: « مامان ميخواستم اين را بزرگش كنم، ولي چون فردا اعزام ميشوم به منطقه، وقت نشد اين كار را بكنم. باشد پيش خودت». عكس را گرفتم و گذاشتم روي طاقچه. منبع: سالنامهي شيدايي لشگر27 محمدرسول الله (ص) سال1383
روز بعد او را از زير قرآن رد كردم و او به سرزمين اخلاص و ايثار رفت. چند روز بعد ناگهان ديدم عكس ناصر خود به خود از روي طاقچه افتاد. دلم ريخت. دلشورهي عجيبي به من دست داد. بعد فهميدم كه ناصر درست در همان موقع كه عكسش به زمين افتاده شهيد شده بود.
راوي: مادرشهيدناصرنجاررسولي