پاسخ به:روزي جنگي بود
جمعه 8 بهمن 1389 11:31 AM
آب كاربراتور راه را گم كرده بودم. وسط بيابان، پنج، شش روز، غذا و آب نداشتم. گرسنگي را ميشد تحمل كرد اما تشنگي را نه. منبع: يادمان سالنامه ي لشگر 27 محمد رسول الله (ص) 1385
در ميان راه به چند ماشين خراب رسيدم، هرچه گشتم داخل ماشين آب نبود. شلنگ كاربراتور يكي از آنها را با سرنيزه سوراخ كردم. آبش گرم بود، بدمزه و بدرنگ اما چارهاي نبود. هرچي آب داشت با ولع خوردم و حالم جا آمد.