پاسخ به:نماز در اسارت
جمعه 8 بهمن 1389 11:13 AM
كثيرالصلوة
مرحوم " سيدغالب تيمار " يك عابد كثيرالصلوه بود. جاي مهر و اثر سجده بر پيشانيش به چشم ميخورد. او دائمالوضو و هميشه تسبيح به دست در حال ذكر بود. به حدي روزه ميگرفت كه گروه غذاييشان خسته شده بودند. روزي كه سيد روزه نبود، روز شادي گروه بود. بعضي وقتها بر اثر كم بودن غذا، سيد روزه ميگرفت تا سهميهي غذايش به دوستان برسد.
سيد نماز امام زمان را خيلي دوست داشت. دعاي كميل را از حفظ ميخواند. او يك ساعت پيش از نماز صبح به نماز شب مشغول ميشد. بيست دقيقه مانده به نماز صبح، با صداي « مولاي يا مولاي، انت المالك و انا الملوك و هل يرحم الملوك الا المالك ... » بچهها را براي وضو گرفتن و آمادگي براي نماز صبح بيدار ميكرد. سيد از بهترين مؤذنهاي آسايشگاه بود. در پايان نماز چه جماعت و چه فرادا، هميشه زيارتنامه ميخواند؛ سپس يك حزب يا يك جزء قرآن را تلاوت ميكرد.
وقتي آزاد شد، پدر و مادرش به سراي ابدي كوچ كرده بودند. سيد بود و تنهايي. يك هفته بعد او هم با همان حال معنوي دنيا را ترك كرد و رهسپار سفر آخرت گرديد؛ با كولهباري از خوبيها، ياد سيد غالب به خير!
راوي:رمضان استاديان
منبع:كتاب قصه ي نماز آزادگان - صفحه: 95