پاسخ به:نماز در اسارت
جمعه 8 بهمن 1389 11:13 AM
كارتبليغاتي
يك روز كه بچهها در اردوگاه عنبر سرگرم كار روزانهي خود بودند، عراقيها سوت زدند و همه را داخل آسايشگاهها كردند. منتظر بوديم كه ببينيم چه اتفاقي افتاده است. نزديك ظهر بود؛ ناگهان ديديم كه چند خبرنگار با دوربينهاي فيلمبرداري وارد اردوگاه شدند. عراقيها به ما گفتند: « شما امروز آزاد هستيد. همه در حياط اردوگاه جمع شويد و نماز جماعت بخوانيد»!
خيلي شگفتآور بود. نماز جماعتي كه به خاطر آن بسياري از بچهها شكنجه شدند و خيليها پردههاي گوششان پاره شد و آزارهاي ديگر. چه شده كه امروز آزاد شده است؟!
همهي بچهها متوجه شدند كه كاسهاي زير نيم كاسه است. عراقيها كه تا ديروز اگر دو يا سه نفر را ميديدند كه نماز جماعت ميخوانند، آنها را مجازات ميكردند، حال چگونه اجازهي نماز جماعت، آن هم در محوطهي اردوگاه را ميدهند؟
متوجه شديم كه قصد دارند كار تبليغاتي راه بيندازند و در مقابل جملهي امام خميني كه فرمود: « بعثيهاي كافر » اثبات كنند كه كافر نيستند و حتي مشوق نماز جماعت ميباشند؛ به همين دليل هر كاري كردند، بچهها براي نماز به محوطه نيامدند و مصاحبهاي هم انجام ندادند.
سرانجام آنها سرافكنده شدند و بدون اين كه بهرهاي ببرند، رفتند.
راوي:جاسم مقدم
منبع:كتاب قصه ي نماز آزادگان - صفحه: 246