پاسخ به:نماز در اسارت
جمعه 8 بهمن 1389 11:09 AM
صف آمار
آمارگيري مكرر بعثيها در اردوگاه 18 در شهر بعقوبه، ما را كلافه كرده بود. آنها ميخواستند وضع ما را ناآرام كنند و اينگونه آزار برسانند. يكي از همان روزها، نيم ساعت پس از آمار ظهر در حالي كه چند تن از بچهها به نماز ايستاده بودند، ناگهان يكي از نگهبانان فرياد زد: « آمار، ياالله آمار»!
با فرياد او چند نفر از سربازان، وحشيانه به بچهها هجوم آوردند. همه سريع خود را به صف آمار رساندند به جز يكي از بچهها كه همچنان نمازش را ميخواند. يكي از سربازان با پرخاش از او خواست كه نماز را رها كند و به صف آمار بيايد؛ اما او گويا نميشنيد. همچنان با متانت و خشوع نمازش را ادامه داد. سرباز عراقي هم با كابل به او حمله كرد. ضربههاي پي در پي بر بدن او فرود ميآمد و آن نمازگزار نماز خود را قطع نكرد؛ بلكه دو ركعت باقيماندهي نماز را زير ضربههاي كابل آن بعثي خشن خواند.
پس از نماز بيآن كه به آن نوكر صدام نگاهي كند، با گامهايي محكم و چهرهاي خونآلود به سوي صف آمار حركت كرد و در كنار ديگران ايستاد.
راوي:غلام رضا كريمي
منبع:كتاب قصه ي نماز آزادگان - صفحه: 87