پاسخ به:آزادگان و امام خميني (ره)
پنج شنبه 7 بهمن 1389 8:41 PM
علي شهسواري
|
|
| محمد | بهانهي شکنجه |
من از ناحيهي زانو زخمي شده بودم و خون زيادي از من رفته بود؛ با اين حال بعثيها از من خواستند به امام توهين كنم. آنها پا روي زخم من ميگذاشتند و با قنداق اسلحه به پهلوهايم ميزدند ولي خداوند توفيق مقاومت به من عنايت كرد و به امام توهين نكردم. بعد از آن مرا به مدرسهاي در بصره بردند كه به پادگان تبديل شده بود.
در آنجا سربازي به نام "محمد" حضور داشت كه شيعه بود و آينهاي داشت كه يك طرف آن عكس حضرت امام قرار داشت و شايد آن را از بچههاي ما گرفته بود. او هر وقت به من ميرسيد، آن را ميبوسيد و ميگفت: من به خاطر خانوادهام در اينجا ماندهام وگرنه همين الآن به ايران ميرفتم. چون اگر كسي به ايران فرار كند، رژيم بعث خانوادهي او را اعدام ميكند.
منبع: كتاب رمزمقاومت جلد2 - صفحه: 50