زندگی
پنج شنبه 7 بهمن 1389 7:30 PM
سید محمدباقر در حدود سال ۱۱۷۵ (یا ۱۱۸۱) در چرزه از روستاهای طارم زنجان[۳] به دنیا آمد. پدرش سید محمدتقی با بیست و یک واسطه[۴] به امام موسی کاظم میرسید. در هفت سالگی به شفت رفت و به این سبب به شفتی مشهور شد. در سال ۱۱۹۲ برای تحصیل علوم دینی به کربلا و سپس نجف رفت. در نجف در درس محمدباقر بهبهانی، سید علی طباطبائی صاحب الریاض، شیخ جعفر کاشفالغطا و محسن اعرجی حاضر شد. در سال ۱۲۰۵ ه. ق. به ایران بازگشت، برای دیدار مهدی نراقی مدتی به کاشان رفت و سپس در اصفهان ساکن شد. او در دوم ربیعالاول سال ۱۲۶۰، در اصفهان در گذشت و بنا به وصیت خود در مسجد سید دفن شد.
شفتی از شاگردان سید محمد باقر بهبهانی و متأثر از دیدگاههای او بود. پیش از بهبهانی دیدگاه غالب روحانیون شیعه در کربلا و بقیه عتبات دیدگاه اخباری بود و نه اصولی. تأثیر دیدگاه اخبارییون تا حدی بود که اگر کسی کتاب اصول فقه حمل میکرد باید آن را به دلیل بر نیاشفتن دیگران مخفی میکرد. بهبهانی موفق به این تغییر دیدگاه عمده از طریق مناظره و بحث، نوشتن کتب، و همچنین نشان دادن عملی آنچه یکمجتهد باید انجام دهد، شد. یکی از شاگردان بهبهانی به نام شیخ جعفر نجفی نقل میکند که همیشه افراد مسلحی همراه آقای بهبهانی بودند که هر حکم فقهی که ایشان دادند را اجرا کنند. این نحوه عملکرد الگوی بسیاری از روحانیان شیعه دوران قاجار گردید. محمدباقر شفتی به عنوان شیخ الاسلام اصفهان رسالهای در باب اجرای حدود توسط مجتهدین نوشت (اگر چه روحانیون معروفی مانند شیخ مفید، سید مرتضی و علامه حلی اجرای حدود توسط فقها را مجاز میدانستند، ولی اجرای حدود توسط غیر معصوم بصورت تاریخی موضوعی نزاع برانگیز بین شیعیان بودهاست. از اواخر قرن دوازده هجری، شاهد پذیرش عمومی اجرای حدود به عنوان بخشی از وظیفه «امر به معروف و نهی از منکر» توسط علما هستیم که بهبهانی و پس از او شفتی در آن نقش عمدهای بازی کردند).[۵][۶] بدین سان بهبهانی علما را از وضعیت سکوت آنها پس از دوره صفویان خارج کرد و پس از او شفتی، اجرای حدود توسط علما را در اصفهان احیا کرد (به عنوان مثال حدود مربوط به اعدام تا پیش از آن فقط توسط حکومت انجام میشد).[۷]
شفتی معتقد بود که اجرای حدود توسط مجتهدین واجب است. این دیدگاه کاملاً خلاف دیدگاه غالب قبلی متعلق به جامع عباسی بود که اجرای حدود را در حالت کلی بصورت احتیاط آمیزی توجیه کرده بود، و اجرای حدود مربوط به کشتن را ممنوع کرده بود. شفتی جهت جا انداختن این موضوع شخصاً همت به اجرای حدود بست؛ چنانچه گفته شدهاست که او حدود هفتاد نفر را اعدام کرد. اگر چه مجتهدین بعدی از شفتی در این مورد خاص پیروی نکردند، ولی نوشتههای او در مورد نقش روحانیون در مسائل اجرایی تأثیر گذار بود.[۸]