كشتار كودكان
پنج شنبه 7 بهمن 1389 12:54 AM
صداي غرش هواپيماها، بمب هاي ناپالم، عامل نارنجي همه و همه سال ها جزو زندگي مردمي ساده، كشاورزبود كه هدف سنگين پيشرفته ترين تكنولوژي نظامي ايالات متحده قرار گرفتند.حال تفاوتي نمي كرد كه اين روستايي در كجا زندگي مي كرد، ويتنام، لائوس، كامبوج همه جا هواپيما به دنبال آن ها مي آمدند. بر طبق آخرين برآوردها وزن بمب هايي كه از سوي بمب افكن هاي آمريكايي بر روي اين سه كشور ريخته شد، برابر با جنگ جهاني دوم بود.
خاطراتي كه در ادامه مي آيد، نتيجه تلاش هاي "فرد برانفمن " است كه از پناهندگان بمباران هاي ويتنام، لائوس و كامبوج در شش اردوگاه جمع آوري شده است.
* روده هاي پخش شده بر روي زمين
در بمباران سال 1968 شخصي را ديدم كه به طرز فجعي در بمباران هواپيماها كشته شد. روزي ما زودتر از ديگران به داخل پناهگاه رفته بوديم اما عدهاي كه درست در فضاي باز بودند و از آمدن هواپيماها خبري نداشتند. در هنگام بمباران مردي با خوردن تركش از ناحيه شكم صدمه ديد و رودههايش با خون فراوان بيرون ريخت. حادثه خيلي وحشتناكي بود مرد ديگري براي كمك به او بيرون رفت. هنگامي كه به آنجا رسيد و صحنه را ديد، جرات نكرد جلوتر برود. آن مرد خودش اين را به من گفت چون هر دو از يك دهكده بوديم.
* سم هايي به شكل نوار
در دهكدهام مثل هميشه برنج پرورش ميداديم تا معاش زندگيمان را به دست آوريم. اما اين سعادت و رونق در اثر حفرههاي وحشتناكي كه بوسيله بمبهاي هواپيماها بوجود آمده بود از بين رفت.
سمهاي فراوان علاوه بر بمبها نيز وجود داشت. بمبهاي ناپالم خانهها و مردم را به آتش ميكشيدند. يك نوع سم بود به شكل برگ و يك نوع آن مثل كاغذ همراه باد بوزش در ميآمد و اگر كسي آنها را ميچيد مانند اين شخص صدمه ميديد. و انواع گوناگون ديگري كه آدمكش بود. از اينها خيلي ميترسيديم و هر وقت جايي ميرفتيم خيلي مواظب و دقيق بودم.
درباره اين نوع سم كه خودم ميدانم و ديدهام توضيح خواهم داد. اين نوع سم بصورت نوارهاي خيلي دراز بود. هواپيماها آن را به روي جنگلها و تپهها ميانداختند. اگر روي برنجزارها ميافتاد و با آن تماس پيدا ميكرد برنج به زودي پژمرده ميشد و ميمرد. اگر كسي آن را برميداشت بدنش به شدت داغ ميشد. و اگر به روي مردمي كه آن را نميشناختند ميافتناد به زودي ميمردند تعداد زيادي از مردم، به خصوص بچههاي 8 يا 10 ساله از اين موضوع خبري نداشتند.
![]()