0

مقالات

 
gh_golpa
gh_golpa
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 1224
محل سکونت : اصفهان

رابطه فكر و عمل و بحث حجاب
دوشنبه 11 بهمن 1389  10:52 PM

در مورد برخورد با موضوع بدحجابي، نكات فراواني قابل تأمل است گروهي برخورد فيزيكي را نهي كرده و بر كار فرهنگي تأكيد مي كنند و گروهي ديگر تأكيد بر هنجارشكني و خط شكني داشته و برخورد را ضروري مي دانند و بر تركيبي از برخورد فيزيكي و كار فرهنگي معتقد مي باشند.
اجازه بدهيد نگاهي ريشه اي به رابطه فعل و ذهن انسان ها داشته باشيم و بعد از آنجا بيانديشيم كه برخورد با انحرافات اجتماعي و ازجمله بي حجابي بايد چگونه باشد. در ابتدا معترف بر اين مطلب مي باشيم كه اين نوشتار به صورت بسيار مختصر و تنها به جنبه اي از اين موضوع وسيع پرداخته است. اينك با هم مطلب را از نظر مي گذرانيم.

در مورد رابطه ذهن با عمل مي توان به دو انديشه اصلي اشاره كرد:

1-گروهي كه اصالت را به ذهن مي دهند و معتقد مي باشند كه فعل انسان برآمده از ذهن اوست و او باتوجه به انديشه ها، پيرامون هدف هاي خود تصميم مي گيرد. مثلاً كسي باتوجه به ايدئولوژي خود تصميم مي گيرد فلان كار را انجام دهد و يا از كاري ديگر خودداري كند. اين نوع انديشه درباره نحوه رفتار انسان تا حد زيادي در جامعه عموميت دارد كه فعل را برآمده از ذهن و انديشه فرد مي دانند.
2-اما در مقابل انديشه بالا انديشه اي معتقد است كه آن فعل و محيط مادي و اجتماعي افراد است كه براي آنها ايدئولوژي سازي و معنا ايجاد مي كند. مثلاً اگر فردي در نظامي تحت ظلم و ستم قرار گرفته با بافتن انديشه هاي گوناگون در ذهن خود اين موقعيت را براي خود قابل تحمل مي سازد.
براي نمونه آن را به تقدير و سرنوشت ربط مي دهد. به عبارتي آن محيط مادي و خواست و فعل فرد است كه باعث ايجاد ايدئولوژي خاصي در ذهن او مي گردد. نمونه بارز اين نوع تفكر را در اين جمله كه انسان ها آن طور كه فكر مي كنند زندگي نمي كنند، بلكه آن طور كه زندگي مي كنند فكر مي كنند مي توان ديد. اما در مقابل اين دو نوع تفكر نوعي تفكر ميانه نيز وجود دارد كه ذهن و فعل آدمي را در رابطه اي متقابل مي بيند. به اين معنا كه هم فكر و ايدئولوژي بشر بر عمل او تأثير دارد و هم نوع زندگي كردن او در فكر و انديشه او. براي نمونه يك انسان متدين ممكن است در جاهايي دين و تعلقات مذهبي او را از انحرافات باز دارد اما در مواردي كه به خاطر فشار اجتماع مجبور به ارتكاب گناه مي شود براي اين فعل خود توجيهاتي مي آورد.
مثلاً اگر آن انسان در جامعه اي باشد كه دروغ گفتن مرسوم است و او به نوعي تحت فشار مجبور به دروغگويي مي شود، براي اين فعل خود سعي در ايجاد معنا و دليل مي كند. شايد يكي از دلايلي كه در انديشه اسلامي به كرات هم به فكر و ايمان و هم به عمل صالح تأكيد شده و هركدام از آنها را بدون ديگري ناقص و ناكارآمد مي داند همين موضوع باشد. (ان الانسان لفي خسر الاالذين امنوا و عملوا الصالحات)
يك نكته اساسي اين جاست كه اگر ارتكاب به كژروي و انحراف ادامه پيدا كند معنا و ايده برآمده از آن محكم تر مي گردد و فرصت براي نفوذ بيشتري مي يابد. مثلاً اگر رشوه در جامعه اي زياد شود كم كم ايده برآمده از آن تسلط بيشتري مي يابد و برخورد با آن مشكل تر مي شود.
در كشور ما در مورد بسياري از گناهان ازجمله دروغ، غيبت، چشم چراني و... اين موضوع وجود دارد و افراد جدا از اعتقاد قلبي و حتي عملي خود به دين و آيين اما در مواردي براي خود معاني سازي و ايدئولوژي پروري كرده اند كه خارج از حقيقت دين است و يكي از اين گناهان بي حجابي است.
يعني استمرار بي حجابي در طول زمان باعث معنابخشي از ايدئولوژي سازي براي آن در ميان مردم در شكل هاي گوناگون شده است و شما مي توانيد افراد بي حجابي را ببينيد كه به دين و خدا و پيغمبر اعتقاد داشته و بسياري از واجبات خود را انجام مي دهند اما در مورد حجاب براي خود معناسازي و دين سازي كرده اند.
از نكاتي كه در بالا گفته شد مي توان نتيجه گرفت كه تنها فرهنگ سازي كافي نيست بلكه بايد نسبت به فعل افراد نيز در جامعه حساس بود زيرا استمرار فعلي نامناسب مي تواند خود فرهنگي نامناسب را نيز نهادينه كند. اما تأكيد بر اين نكته لازم است كه در فضاي عمل اجتماعي بسياري از ابعاد و پارامترهاي مؤثر وجود دارند، كه تنها تحليل آنها از يك بعد كافي نيست و ممكن است عمل بر مبناي تفكري يك بعدي باوجود منطقي بودن نسبت به آن بعد، در فضاي اجتماعي كارا نباشد.
در مورد حجاب نيز اوضاع به اين گونه است يعني اين موضوع بايد از جنبه هاي گوناگون تحليل شود و در برخورد نيز از روش ها و شيوه هاي گوناگون در لايه هاي مختلف استفاده شود تا اين انحراف فردي و اجتماعي رفع گردد.

سيد محمد كميل حسيني رستمي
کیهان

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها