0

کوتاه و خواندنی > لطائف

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
سه شنبه 5 بهمن 1389  4:19 PM

 

هديه‌ي صدام

هفتاد روز مي‌گذشت كه ما در آسايشگاه‌هاي بعثي‌ها زنداني بوديم . تنها روزي يك بار براي دادن آب و غذا درها باز مي‌شد. يك روز مسئول اردوگاه آمد و گفت: از طرف رييس جمهور عراق صدام حسين برايتان هديه فرستاده شده است كه فردا به شما مي‌دهيم. بسيار كنجكاو بوديم كه بدانيم هديه‌ي صدام‌حسين چيست. يكي مي‌گفت لباس مي‌دهند؛ ديگري مي‌گفت شايد كارت آزادي است و خلاصه هر كس نظري مي‌داد تا اين كه چيزي را تحويل گرفتيم كه هيچ كدام حدس نمي‌زديم. فرداي آن روز مسئول اردوگاه با تشريفات رسمي به همراه چند نگهبان عراقي كه يكي از آن‌ها كارتني كوچك در دست داشت، وارد آسايشگاه شد و پس از مدتي سخنراني در خصوص شخصيت صدام‌حسين و اين كه تا چه حد به فكر اسراي ايراني است، گفت: به گفته‌ي رييس جمهور صدام‌حسين، شما مهمان ما هستيد و خلاصه از اين قبيل مهملات بسيار سرهم كرد و سرانجام يكي از برادران آزاده را صدا زد تا محتويات آن كارتن را كه هديه‌ي رييس جمهور عراق بود، بين برادران توزيع كند. در زير نگاه متعجب ما قاشق‌هاي رويي و سياه و ناصافي از كارتن خارج شد و بين ما توزيع گرديد. يكي از عراقي‌ها گفت: آيا شماها در ايران چنين چيزهايي داشته‌ايد؟ غذايي را كه ما به شما مي‌دهيم، با اين قاشق اين طور بخوريد. بعد طرز به دست گرفتن قاشق را هم به ما گفت. آن‌ها آن قدر بدبخت و ناآگاه بودند كه نمي‌دانستند ما در ايران از چه نعمت‌هايي برخوردار بوديم. البته ناگفته نماند كه از شخص صدام‌حسين جز اين هم انتظار نمي‌رفت كه در كنار صدها نوع شكنجه و آزار مختلف، يك قاشق رويي سياه را به عنوان هديه به برادران آزاده تقديم كند.

منبع: كتاب طنزدراسارت   -  صفحه: 105
 
 
تشکرات از این پست
farshon
دسترسی سریع به انجمن ها