پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 6:16 PM
يك بار گفتم
درس اصول عقايد بود، بچهها مرتب سؤال ميكردند. بيچاره مربي آنقدر گفته بود، كه حالا مثل اينكه صدايش از ته چاه درميآمد و هنوز بعضي اصرار داشتند كه برخي عبارات را تكرار كند. آدم جاافتاده و چيزفهمي بود، براي درك مطلب از هر حيلهاي استفاده ميكرد. وقتي ديد بچهها ول كن نيستند، رو به جمع كرده و با قيافهي خيلي جدي و به ظاهر عصباني و بريده گفت: «ساكت، يكبار گفتم، خدا شاهد است اگر يكبار ديگر بگويم...» (بعضي كه او را نميشناختند، وقتي مكث كرد، تصور كردند كه حتماً اينبار تهديد خواهد كرد كه اما او ادامه داد) كه ميشود 2 دفعه.
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 63