پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 6:01 PM
مسافر كربلا
پيراهن خاكيام را داده بودم بچههاي خوشنويس خطاطي كرده بودند: مسافر كربلا! هركس آن را ميديد، ميپرسيد: «شما كجا ميخواهيد برويد؟» من هم جواب ميدادم، كربلا.
بعضي از بچهها ميگفتند: «حالا نميشود به جاي كربلا به بهشت برويد؟ راه بهشت كه نزديكتر است. اگر بخواهي بهشت بروي، خود صدام هم كمك ميكند. اينقدر كه نيت كني، ويزايش را برايت صادر ميكند. نگاه كن، نگاه كن، دارد ميآيد. آمد، قرار نبود ديگر كلك بزني، پاشو چرا روي زمين خوابيدي؟
لباسهايت كثيف ميشود؟؟