0

کوتاه و خواندنی > لطائف

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389  5:59 PM

مداح ناشي

داخل اتوبوس هم دست از سر ما برنمي‌داشت. چپ و راست، وقت و بي‌وقت زيارت عاشورا مي‌خواند. حتي اگر مجلس شادي بود، گريز مي‌زدند به صحراي كربلا. مداح شروع به صحبت كرد و از ما خواست واقعه را پيش چشم خود مجسم كنيم و دل‌هايمان را روانه‌ي ميدان كربلا. قصد داشت به صورت سمعي و بصري، جز به جز ماجرا را توضيح دهد. بلند گفت: «همه‌ي اهل بيت كنار خيمه منتظرند، ذوالجناح آمد» سپس صداي شيهه‌ي اسب را درآورد. وسط روضه، از ته ماشين يك نفر زد زير خنده، صداي خنده‌ي بچه‌هاي ديگر نيز بلند شد.

منبع :مجله طراوت
 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها