0

کوتاه و خواندنی > لطائف

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389  5:54 PM

گاومان زاييده

بي‌سيم‌چي سنگرمان زخمي شده بود. بدون مقدمه مرا گذاشتند پاي بي‌سيم. از كد و رمز، هيچ اطلاعي نداشتم. فقط مي‌دانستم وقتي مي‌گويند گاو، منظور قبضه‌ي صدوبيست ميلي‌متري است. صداي بي‌سيم بلند شد. از ديده‌باني اعلام كردند، گاوتان را آماده‌ي دوشيدن كنيد. منظورش اين بود كه قبضه را در موقعيت شليك قرار دهيد. من منظور او را فهميدم. داشتم فكر مي‌كردم چه بگويم كه متوجه شوند، بعثي‌ها قبضه را زدند.
نمي‌دانستم چگونه به آن‌ها اطلاع دهم. هرچه به مغزم فشار مي‌آوردم، فايده‌اي نداشت. بالاخره گفتم: «گاومان زاييده، لگد مي‌زند» يك مرتبه ديده‌بان با عصبانيت گفت: «مرد حسابي حالا چه وقت شوخي است» گاومان زاييده ديگر چه صيغه‌اي است؟ درست حرف بزن.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 153
 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها