پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 5:50 PM
فيوز قالپاقش هد ميزند
جمعشان حسابي جمع بود. دكتر، مهندس، عكاس، سينماگر و جامعهشناس، بعد از اين (دانشجو). همهي شب را در قرارگاه بيتوته كرده بودند تا صبح به مواضع فتح شده بروند. همهشان هم اهل علم و اصطلاحات سنگين بودند! هنگاميكه شروع به بحث كردند، از هر ده كلمهاي كه ميگفتند، يازده تاش اصطلاح بود. «... من به اندازهي يك ابسيلون هم ترديد ندارم كه... بعضي آن آلرژي سابق را نسبت به انقلاب ندارند... البته اتمسفر جبهه هم مهم است و شما از پتانسيل دفاعي جامعه غافل هستيد... و بالاخره... مسايل بايد به دقت آناليز شود و بعد نظردهي كنيم...» صبح كه شد متوجه شديم دو تا از رانندگاني كه ديشب در جمعمان بودند، دست به يكي كردند و با هم اينگونه صحبت ميكنند:
_ ماشين من فيوز قالپاقش هد ميزند.
_ فكر ميكنم فيزيكش قفل كرده و از اين قماش حرفها. علت اينطور حرفزدن را جويا شديم، گفتند: «داشتيم تمرين ميكرديم، مثل شما علمي و مؤدبانه صحبت كنيم.»
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 39