پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 5:49 PM
فلفل نبين چه ريزه!
از آن بچههايي بود كه روحش در جسمش نميگنجيد، جثهي كوچكي داشت ولي زرنگ و پرتلاش بود. آرام و قرار نداشت، درست مثل فلفل. اگر كسي او را نميشناخت فكر ميكرد، يك نفر بايد از او نگهداري كند. هر وقت بچهها ميخواستند او را به برادران ديگر معرفي كنند، ميگفتند: «ايشان، فلفل نبين چه ريزه!» او هم بدون معطلي براي اينكه تعريف و تمجيد آنها را بياثر كند، ميگفت: «خرد كن بريز تو آبگوشت!» يا «درشتاشو سوا كن!» و همه با هم ميخنديدند.
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 133