پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 5:43 PM
صداي استريو
اصغر خيلي زود با بچههاي جبهه انس ميگرفت. بدن ورزيدهاي داشت و صداي محكم او كه در بين بچهها به صداي استريو شهرت داشت، از جمله ويژگيهاي او بود.
اصغر در ادامهي پيشرويهاي عمليات بيتالمقدس با گردان ما همراه بود و همگي در پشت خاكريز يكي از مواضع توپ دشمن سنگر گرفتيم. سه نفر عراقي آنجا حضور داشتند.
يكي با بيسيم صحبت ميكرد. ديگري گلولهي توپ را داخل لوله قرار ميداد و سومي نيز طناب شليك را در دست گرفته بود.
عراقيها بيخبر از حضور ما ميخواستند طناب را براي شليك گلولهي توپ به عقب بكشند كه اصغر از ضشت خاكريز بلند شد و گفت: « نكش نامرد! »
هر سه عراقي مثل اين كه از صداي او زهرهترك شده باشند، بياختيار دستها را بالا بردند و تسليم شدند.