0

کوتاه و خواندنی > لطائف

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389  1:36 PM

شمر و شلمچه

از آن بادمجان درشت‌هاي بمي بود كه گلوله‌هاي توپ فرانسوي صد بمب هم به او كار نمي‌كرد. مثل برق بلا، شنيدن و ديدن اين‌كه مجروح شده، مثل اين بود كه بگويند، آتش، آتش گرفته يا تير، تير خورده. مگر كسي باور مي‌كرد كه او از پا درآمده باشد. هركس مي‌ديد، مي‌گفت: «شما ديگر چرا؟»،‌ «آدم قحطي بود؟»، «حيف تير، حيف تركش» كنايه از اين‌كه تير و تركش نصيب كساني مي‌‌شود كه حسابشان پاك پاك باشد.
واقعاً ايمان داشتند كه افراد خلاف، چيزيشان نمي‌شود. يكي از بچه‌ها كه همراهش آمده بود، گفت: «شلمچه اين حرف‌ها نيست، شمر هم كه بيايد، تير مي‌خورد، چه برسد به اين!؟» بلند شد كه با عصا دنبالش كند، كه بچه‌ها جلويش را گرفتند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 227
 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها