پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 1:34 PM
شصت پهن
بحث اين بود كه چهطور خودمان را در موقع مناسب به ريخت و قيافهي دشمن درآوريم تا بتوانيم در قلب موقعيت آنها نفوذ كنيم. پيشنهادها متفاوت بود.
بعضي هم نااميد بودند. ميگفتند: «بسيجي را جان به جانش كني بسيجي است. تابلو است. در همان نگاه اول لو ميرود. حتي اگر مثل بلبل عربي هم حرف بزند، از چهل فرسخي قابل تشخيص است» و بعضي به شوخي ميگفتند: «هر كجايش را درست كنيد، شصت پهنش را كه بيانگر پنير روي نان ماليدن اوست، نميتوانيد بپوشانيد. دستش را كه باز كند، نياز بيشتر به توضيح ندارد.»
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 28