پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 1:33 PM
شب پنير صبح پنير
اين اواخر ديگر چشممان كه به پنير ميافتاد، خود به خود حالمان بد ميشد. از پس طي چند سال صبح و ظهر و شب به ما پنير داده بودند، بچهها به شوخي ميگفتند: «برويد مزار شهدا، هر قبري خاكش شورهزار بود، بدانيد يك بسيجي و رزمنده آنجا دفن است».
يك روز خبر آوردند، كشتي برنج را در دريا با موشك زدهاند، همه يكصدا گفتند: «كاشكي كشتي پنير را ميزدند. مرديم از بس پنير خورديم!»
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 96