پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 1:10 PM
خدايا مرسي
قبل از غروب آفتاب رسيديم مهران؛ خسته و كوفته با سر و وضعي آشفته. صحنهاي را ديدم كه هرگز از يادم نميرود.
حتماً ميدانيد كه گاهي قبل از غروب آفتاب، حال عجيبي به آدم دست ميدهد. در منطقه اين حال، حال ديگري بود. هر كسي براي خودش گوشهي دنجي پيدا ميكرد و با خداي خودش حال ميكرد.
جلو در اورژانس يك نفر نشسته بود؛ چه راز و نيازي ميكرد. بايد ميديديد. گوشهايم را تيز كردم، ميگفت: « خدايا از اين كه مرا آفريدي مرسي! دستت درد نكند شاهكار كردي به خدا. خدايا! خيلي مرسي شرمندهام كردي به خدا! مرسي! »
منبع :مجله جاودانه ها - صفحه: 31