پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 12:56 PM
ترس شب عمليات
به نسبتي كه نيروها در منطقهي عملياتي سابقهي حضور بيشتري داشتند، نيروي تازهوارد و به اصطلاح صفركيلومتر را نصيحت ميكرده و دلداري ميدادند و اگر نياز به تهور و بيباكي بود، طبيعتاً دست به تشجيعشان ميزدند. البته با اشاره و كنايه و لطيفه.
شب قبل از عمليات، وقتي براي حركت آماده ميشديم، يكي از برادران، بسيجي جواني را پيدا كرده بود و داشت او را توجيه ميكرد:
هيچ نترسيها! ببين هر اتفاقي بيفتد، از اين سه حالت خارج نيست: اگر شهيد بشوي مستقيم پيش خدا ميروي، اسير بشوي به زيارت امام حسين (ع) ميروي، و ديگر اينقدر در محرم و عاشورا مجبور نيستي به سينهات بزني، اگر هم زخمي بشوي و جراحتي برداري، كه نور علي نور است. آغوش مامان جان در انتظار توست، ديگر چه ميخواهي؟
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 20