پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 12:45 PM
بلند شدم براي...
پاي منبع آب، تصادفي همديگر را ديديم. البته من سعي كردم خودم را نشانش ندهم كه مبادا احيانا خجالت بكشد، ولي برايم خيلي جالب بود كه او هم نماز شب ميخواند. اما وقتي برگشتم به چادر، با كمال تعجب ديدم، ظاهراً وضو گرفته و رفته تخت خوابيده. فكر كردم يعني چه؟ آدم بلند شود براي نماز شب، بعد وضو بگيرد و نماز نخوانده برود بخوابد.
گذشت تا بعدها كه كمي رويمان به هم بازتر شد. پرسيدم: آن شب قضيه چي بود؟ با همان لحن داش مشتياش گفت؟ والله يك چند وقتي است حسابي حال مارو ميگيره؛ هرچي دوست و رفيق داريم برميزنه ميبره، ما هم كه هرچي دست به دامنش ميشيم كه: اقلا حالا كه مارو نميبري اينها رو به خواب ما بيار، گوش نميكنه كه نميكنه. من هم گفتم، بگذار ببينم حالگيري خوبه؟
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 161