پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 12:36 PM
برادر، خداحافظ
انگار در وضعيتي كه آدم سخت گرفتار بود و حال و روز خوشي را نميفهميد و دل و دماغ هيچكاري، خصوصاً خوش و بش كردن را نداشت، بيشتر به پايش ميپيچيدند. بيچاره پيك با آن سر و روي آشفته، كلي راه را آمده پيغامي را برساند و تند و تيز هم برگردد. هنوز چند قدمي از سنگر اجتماعي دور نشده بود، يك نفر داد زد: برادر...! او هم برميگشت و منتظر خبر اين مبتدا ميشد. او هم اينقدر دست دست ميكرد، تا طفل معصوم تمام راهي را كه رفته بود، برگردد. آن وقت خوب كه نزديك ميشد، دستش را به سوي او دراز ميكرد و ميگفت: «خداحافظ، التماس دعا!»
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 122