0

کوتاه و خواندنی > لطائف

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389  12:36 PM

 

برادر، خداحافظ

انگار در وضعيتي كه آدم سخت گرفتار بود و حال و روز خوشي را نمي‌فهميد و دل و دماغ هيچ‌كاري، خصوصاً خوش و بش كردن را نداشت، بيشتر به پايش مي‌پيچيدند. بيچاره پيك با آن سر و روي آشفته، كلي راه را آمده پيغامي را برساند و تند و تيز هم برگردد. هنوز چند قدمي از سنگر اجتماعي دور نشده بود، يك نفر داد زد‌: برادر...! او هم برمي‌گشت و منتظر خبر اين مبتدا مي‌شد. او هم اين‌قدر دست دست مي‌كرد، تا طفل معصوم تمام راهي را كه رفته بود، برگردد. آن وقت خوب كه نزديك مي‌شد، دستش را به سوي او دراز مي‌كرد و مي‌گفت: «خداحافظ، التماس دعا!»

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 122

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها