0

کوتاه و خواندنی > لطائف

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389  12:35 PM

 

با يك صلوات در اختيار دشمن

از خستگي تلوتلو مي‌خورديم، شوخي نبود، بيش از هفت، هشت ساعت راه رفته بوديم. آن هم روي صخره‌ها و ارتفاعات. موقع برگشتن وقتي كه بچه‌ها نه ناي حرف زدن داشتند و نه پاي رفتن، سرگروهمان گفت: «برادرا با يك صلوات در اختيار خودشان.»
همه خنده‌شان گرفته بود، چون ديگر براي كسي اختياري و تواني نمانده بود. يكي از بچه‌ها گفت: «برادر! اگر در محاصره‌ي دشمن بوديم چه مي‌گفتي؟» و او كه در حاضر جوابي كم نمي‌آورد، پاسخ داد: «هيچي، مي‌گفتم: برادرا با يك صلوات در اختيار دشمن!»

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 72

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها