0

ادبیات دفاع مقدس

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس
یک شنبه 3 بهمن 1389  7:56 AM

شعر دفاع مقدس و لزوم باز تعريف

خورشید اگر به مهر تابنده شده است
وز عطر بهار، شهر آکنده شده است
تغییر نیامده است در لیل و نهار
ذرات تو در جهان پراکنده شده است
شعر دفاع مقدس خود رزمنده اى بود که با تمام وجود گام در طریق پاکبازى نهاده بود، رزمنده اى که به تعبیر شادروان دکتر سید حسن حسینى، مدال و نشان سرفرازى و افتخارش، زخمهاى گلگونى بود که در راه عشق برداشته بود و باز به تعبیر همان بزرگمرد شعر دفاع مقدس رزمنده اى بود که در پیش چشمان حیرت زده دنیا حیثیت مرگ را به بازى گرفته بود:
کس چون تو طریق پاکبازى نگرفت/با زخم نشان سرفرازى نگرفت
زین پیش دلاورا کسى چون تو شگفت/حیثیت مرگ را به بازى نگرفت
شعر دفاع مقدس اگرچه در یک نگاه و تقسیم بندى کلى، شاخه اى از شعر مقاومت است، شعر مقاومتى که در طول تاریخ شکوهمند ادب فارسى همواره با جلوه هاى گوناگونش حضورى نقش آفرین و تاثیرگذار داشته است، اما شدت و عمق فرهنگ دفاع مقدس به حدى بود که شعر دفاع مقدس توانست تمامى جلوه هاى دیگر شعر مقاومت را در طول تاریخ شعر فارسى تحت الشعاع قرار دهد و خود تبدیل به شعر مقاومت فارسى شود و در همین راستا اگر چه به شکل معمول شعر دفاع مقدس بخشى از شعر انقلاب اسلامى است اما از آنجا که هشت سال از سال هاى طلائى شعرپس از پیروزى انقلاب اسلامى در کوران دفاع مقدس گذشت و درست در همین سال ها شاعران برآمده ازارزش هاى انقلاب اسلامى در اوج جوشش و کوشش خویش قرار داشتند، بسیارى از آرمان ها و مضامین انقلاب اسلامى هم در شعر دفاع مقدس مجال تجلى یافت ، به گونه اى که امروزنمى توان بین شعر انقلاب و شعر دفاع مقدس تفکیک قائل شد و به واقع که شعر انقلاب همان شعر دفاع مقدس است.امروز برحسب ظاهر جنگ تمام شده است و جبهه اى نیست که در آن رزمنده اى سنگر گرفته باشد، بجنگد، بایستد، زخم بردارد، بکشد و به شهادت برسد اما اگر نگاه نافذى باشد و از سطح ماجرا به شطح آن سیر کند خواهد دید که فرهنگ دفاع مقدس و رزمندگانش حضور دارند و دست از آرمانهاى مقدسشان برنداشته  اند و در سنگرهاى دیگرى به مقاومت خویش ادامه مى دهند و طبیعى است شعر دفاع مقدس که همان رزمنده است نیز حضور داشته باشد و با جلوه ها و مصادیق دیگرى به نقش آفرینى خویش ادامه دهد؛ پس همانگونه که خود دفاع مقدس با همان آرمانها تغییر سنگر داده است، شعر دفاع مقدس را نیز با همان آرمانها باید در حوزه ها و جلوه هاى تازه اش جست وجو کنیم و انتظار نداشته باشیم شعر دفاع مقدس امروز نیز همان حماسه سرایى و تعابیر و تصاویرى باشد که در زمان جنگ معمول و مرسوم بود،امروز نه تنها شعر هایى که موضع اصلاح گرایانه درمسائل و معضلات اجتماعى دارد ،ادامه همان جریان شعر دفاع مقدس باید تلقى شود که چه بسا شعر زمینه اى عاشقانه داشته باشد اما در تاویل آن به همان فرهنگ شهادت و ایثار که موجد شعر دفاع مقدس بود برسیم، این رباعى ظاهرى عاشقانه دارد
من با تو به شعر ناب تبدیل شدم/جارى شدم و به آب تبدیل شدم
مهر تو به آسمان کشیدم از خاک/تا آنکه به آفتاب تبدیل شدم
اما معشوق در این رباعى چه جایگاه و شانى دارد و عاشق از او چه بهره اى برده است، معشوق کسى است که مهر او عاشق را از خاک به افلاک کشیده و او را به آفتاب تبدیل کرده است، من بر این باورم که این رباعى متاثر از همان فرهنگ شهادت و ایثار است و عشق همان عشقى است که در دوران دفاع مقدس جوان هاى رزمنده را به ملکوت جبهه ها مى کشاند وآنها را تبدیل به پاره هاى نور کرده بود، و چنین است که به نظر مى رسد در تعریف شعر دفاع مقدس در زمان حال باید تجدید نظر شود و باز تعریفى از آن ارائه شود تا جلوه هاى تازه شعرى که متاثر از فرهنگ ایثار و شهادت است بتواند در این تعریف جایگاه خود رابیابد.

مصطفى محدثى خراسانى
منبع: روزنامه جوان
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها