پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس
شنبه 2 بهمن 1389 2:37 PM
بررسي جامعه شناختي داستانهاي كوتاه جنگ
ادبیات جنگ را با معیارهای گوناگونی می توان طبقه بندی کرد. هریک از این طبقه بندیها ضمن این که مزایای خاص خود را دارد با محدودیت هایی نیز روبروست. برای مثال تقسیم بندی ادبیات جنگ به لحاظ مضمون ومشخص کردن شش دسته زیر :
۱ـ ادبیات جبهه (شامل جنگ داخلی وجنگ ملی ـ میهنی )،
۲ـ ادبیات زندان وبازداشتگاه (ادبیات اسارت)،
۳ـ ادبیات اردوگاهی (مهاجران وزندگی اردوگاهی)،
۴ ـ ادبیات اشغال یا مقاومت،
۵ـ ادبیات تبعید،
۶ـ ادبیات پشت جبهه (دوره جنگ وپس از جنگ)،
نظیر هرتقسیم بندی دیگر نسبی است وبستگی به معیارهایی دارد که به نظر نویسنده در گونه شناسی ادبیات جنگ مهم تلقی می شوند. مقاله حاضر صرف نظر ازاین که محتوا ومضمون داستانها به کدام یک از انواع تعلق داشته باشد، برخی از جنبه های جامعه شناختی داستانهای کوتاه مربوط به جنگ ایران وعراق را بررسی کرده است ، از آن رو که درمیان انواع ادبیات داستانی (داستان کوتاه، داستان بلند ورمان)، داستانهای کوتاه کمتر از دیدگاه جامعه شناختی تجزیه وتحلیل شده اند . اگر این موضوع در مورد گرایش جامعه شناسی ادبیات در جهان درست نباشد، درباره ایران عاری از حقیقت نیست. از میان آثاری که طی سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۷۵ به بررسی جنبه های اجتماعی ادبیات فارسی پرداخته اند، تعداد آثاری که به بررسی داستانهای کوتاه جنگ اختصاص یافته اند، شاید نزدیک به صفر باشد. باتوجه به رقم چشمگیر داستانهای کوتاه مربوط به جنگ ایران وعراق ونیز با درنظرگرفتن گرایش بیشتر رزمندگان نویسنده یا نویسندگان رزمنده وغیررزمنده به نگارش داستان کوتاه این پرسش هماره رویاروی ماست که چرا جامعه شناسان ادبیات تااین حد به داستان کوتاه بی توجهی کرده اند؟ درپاسخ به این پرسش بایدگفت که علاوه بردلایل عامی که موجب عدم اقبال جامعه شناسان وانسان شناسان فرهنگی به ادبیات جنگ شده است ونویسندگان مختلف هم به آنهااشاره کرده اند، برخی ویژگیهای خاص داستان کوتاه نیز دراین عدم اقبال مؤثر بوده است ، ازجمله آن که داستان کوتاه به دلیل اندک بودن مجال نویسنده برای صحنه آرایی، زمینه سازی حوادث، شخصیت پردازی وبه تصویرکشیدن جهان اجتماعی شخصیت ها وسرنوشت آنان دراین جهان، دشوارتر از داستان بلند یا رمان تن به بررسی های جامعه شناختی می دهد. آنچه در داستان کوتاه به خواننده عرضه می شود، تنها برشی از یک واقعیت است واین وظیفه خواننده است که به مدد تخیل خویش به همه واقعیت دست یابد به تعبیری دیگر داستان کوتاه بخشی از یک تابلوی نقاشی است که بقیه بخش های آن را بیننده به یاری نیروی تخیل در ذهن بازسازی می کند، یا جورچینی (پازلی) در هم ریخته است که فرد برای پی بردن به تصویر کامل آن ، ناگزیر است قطعات را بطور صحیح ومرتب کنار هم بچیند. وظیفه جامعه شناسی وانسان شناسی فرهنگی ازاین هم دشوارتر است ؛ زیرا در راه بازسازی واقعیت اجتماعی که بخش کوچکی از آن در داستان کوتاه عرضه شده با دشواری های بسیاری روبروست وهمین دشواری ها تا اندازه ای سبب رویگردانی جامعه شناسان وانسان شناسان از بررسی داستانهای کوتاه جنگ ایران وعراق شده است.
گرایش داستان نویسان جنگ ایران به نگارش داستانهای کوتاه
به رغم دشواریها وظرافت های بسیاری که در نگارش داستان کوتاه وجود دارد، داستان نویسان جنگ ایران گرایش بسیاری به نگارش داستان کوتاه داشته ودارند. علت این گرایش پرسش اساسی است که این مقاله درصدد پاسخگویی به آن است . البته پیش از پرداختن به دلایل این موضوع یادآوری می شود که حجم آثار ادبی تولیدشده در این زمینه پس از خاطره نویسی قرار می گیرد ودر واقع نخستین ژانر (گونه ) ای که نویسندگان جنگ به آن پرداختند، خاطره نویسی بود، که دلایل آن در جای خود قابل بررسی است.
به نظر می رسد دلیل اقبال داستان نویسان جنگ ایران به این گونه داستانی ، درمقایسه با سایر گونه های داستانی ، ناشی ازاین امر باشد که داستان کوتاه از چندجنبه با شرایط جنگی تناسب بیشتری دارد:
۱ـ نویسندگان جنگ برآن بودندتا در کوتاه ترین زمان، مکنونات قلبی وتجارب خویش را از جنگ به نگارش درآورند و بدیهی بود در فرصت های کوتاهی که پیش می آمد نه تنها امکان نگارش رمان،که حتی داستان بلند نیز به سختی وجود داشت واز آن جا که رزمندگان نویسنده یا نویسندگان رزمنده وغیررزمنده اغلب دل نگران از دست شدن فرصت ها ونیروی فرساینده ونسیان بخش زمان بودند، قالب داستان کوتاه را برای بیان مقاصد خویش مناسب تر یافتند.
۲ـ نویسندگان جنگ غالباً نویسندگان «نسل نو» (اگر چنین تعبیری جایز باشد) محسوب می شوند. ذکر این نکته درباره نویسندگان جوان ضروری به نظر می رسد که این دسته از نویسندگان معمولاً پیش از آن که قالب هایی چون رمان را بیازمایند استعداد وتجربه خود را در قالب داستان کوتاه آزموده اند. این امر حتی اگر قاعده ای کلی وجهان شمول نباشد، دست کم در مورد بیشتر نویسندگان ادبیات داستانی که تجربه داستان نویسی خود رابا داستان کوتاه آغاز کرده اند و پس از آن در دوره پختگی به دیگر قالب های داستانی روی آورده اند، مصداق می یابد.
۳ـ داستان کوتاه ویژگی فوتوگرافیک (عکس گونگی) دارد. اگر داستان بلند یا رمان را به فیلم تشبیه کنیم، داستان کوتاه بیشتر شبیه به یک سکانس از آن فیلم است . داستان کوتاه ضبط یک احساس، تجربه یا واقعه در موجزترین شکل خود است. برخی احساسات، تجربه ها یا وقایع اگر در داستان کوتاه ثبت نشوند از دست می روند. داستان کوتاه، واکنشی در برابر تأثیرپذیری شدید از یک تجربه یا واقعه است. تجارب یا حوادثی نظیر: شهادت یک دوست یا همرزم،وقایع یک عملیات، بازگشت یک اسیر یا مفقودالاثر و…، که نویسنده از آنها به شدت متأثر شده است.
بررسی جامعه شناختی محتوای داستانهای کوتاه جنگ
آنچه آمد اشاراتی اجمالی به ویژگی های داستان کوتاه و علل گرایش نویسندگان ادبیات جنگ به این گونه ادبی است که خود از حیث جامعه شناسی ادبیات حائزاهمیت است. اکنون وقت آن فرا رسیده است که مشخص کنیم چه جنبه هایی از داستان های کوتاه جنگ به لحاظ محتوا ومضمون قابل بررسی جامعه شناختی است. اما پیش از پرداختن به این موضوع ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که این مقاله داعیه پرداختن به تمام جنبه های قابل بررسی داستانهای کوتاه جنگ به لحاظ جامعه شناختی را ندارد، زیرا در جامعه شناسی ادبیات نیز نظیر هرپژوهش تجربی دیگر نظریه ها وفرضیه های متعدد راهنمای بررسی علمی هستند ودرواقع با یاری گرفتن از آنها جنبه های مختلف متن آشکار خواهد شد. بنابراین بی مدد این نظریه ها و فرضیه ها نمی توان به همه جنبه های جامعه شناختی داستان های کوتاه جنگ پرداخت. به این ترتیب آنچه در پی می آید بیشتر به معرفی مضامین مختلف داستانهای کوتاه جنگ ایران وعراق اختصاص دارد.
داستانهای کوتاه و برش واقعیت
پیش ازاین ذکر شد که داستان کوتاه با ویژگی عکس گونگی ، برش یا مقطعی از یک واقعیت زنده، پویا وچندوجهی ونمایش آن به صورت ژرف است. نویسندگان داستان های کوتاه جنگ به رغم تنوع وگوناگونی این برشها ونامحدودبودن آنها به صورت بالقوه، درعمل فقط برش های محدودی را برگزیده اند. بررسی این مسأله که چه عواملی براین گرایش تأثیر می گذارند، از مباحث جالب جامعه شناختی است که به قول «باستید» (R.Bastid) یکی از مباحث این نوع جامعه شناسی زیبایی شناختی است. البته دراین جا مجال پرداختن به چنین بحثی نیست وآنچه دراین مقاله صرفاً به آن پرداخته خواهد شد این است که نویسندگان داستان های کوتاه جنگ از میان برش های بالقوه ممکن، درعمل چه برش هایی از واقعیت جنگ ایران وعراق را برای روایت برگزیده اند. همچنین دراین جا به محتوای این برش (روایت)ها توجه چندانی نخواهد شد؛ زیرا این مسأله بررسی مستوفایی را طلب می کند. به بیان دیگر، این مقاله می کوشد نشان دهد، نویسندگان داستان های کوتاه جنگ «چه چیز» را برای روایت برگزیده اند نه این که «چگونه » روایت کرده اند.
برای شناخت بهتر داستان های کوتاه جنگ ایران وعراق برش هایی که نویسندگان این قبیل داستانها به واقعیت زده اند، به سه دسته کلی وهردسته را به سه مضمون اصلی طبقه بندی کرده ایم. البته این طبقه بندی نهایی نیست، بلکه فقط راهی را به سوی بررسی های جامعه شناختی جدیدتر از داستانهای کوتاه جنگ ایران وعراق فراروی علاقه مندان می گشاید
۱ـ روایت وقایع جنگ
بخشی از داستانهای کوتاه جنگ به روایت یک واقعه اختصاص دارد. این واقعه ممکن است خاطره نحوه شهادت یک همرزم، یک فرمانده، نجات معجزه آسای یک همرزم یا واقعه ای باشد که مسیر زندگی فردی را تغییر داده است. با نگاهی به داستانهای کوتاه جنگ ایران و عراق می توان دریافت که بخش اعظم این داستانها به روایت وقایع مذکور اختصاص یافته اند. این داستانها که گاه تا مرز خاطره نویسی نیز پیش رفته اند، عموماً به روایت وقایعی پرداخته اند که به مثابه مهمترین وقایع برای نویسندگانشان محسوب می شده اند. مضامین داستانهایی از این دست در سه دسته کلی زیر می گنجند:
الف - شهادت یا اسارت
داستانهای مجموعه مقتل شامل «زیباترین شعر»، «تن خیس قمیش»، «آن سوی آب»، «تپه ۶۹۴»، (بکایی، ۱۳۶۹)، آب (عیدان، ۱۳۷۰)، داستان «یوسف و خط خطا» از مجموعه داستانی پیشانی شیشه ای (طیب، ۱۳۶۹)، آنان که رفتند (مخدومی، ۱۳۷۶) از جمله داستانهایی هستند که به تشریح نحوه شهادت یک برادر همرزم، شکست یک واحد نظامی، شکست در برخی مأموریتها و عملیات جنگی و به اسارت رفتن رزمنده ها پرداخته اند. قسمت اعظم داستانهای کوتاه دسته نخست از این نوع اند. باتوجه به تأثیرگذاری روانی این وقایع هم بر نویسنده،که در بیشتر مواقع خود، آن حادثه را تجربه کرده است و هم بر خواننده، بدیهی است گرایش نویسندگان به این نوع داستانهای کوتاه زیاد باشد.
ب ـ رشادت و ایثار
داستانهای مجموعه «خلفه های وحشی» (خسروشاهی، ۱۳۷۰)، «عزیز» از مجموعه داستانی پیشانی شیشه ای، نمونه هایی از داستانهای کوتاه هستند که مضامین آنها رشادت و ایثار و از خودگذشتگی رزمندگان است. ایثار و شهادت از اصلی ترین مضمون ها و در واقع تاروپود داستانهای کوتاه جنگ ایران و عراق به شمار می روند که در ترسیم فضای حاکم بر جبهه های جنگ نقش عمده ای ایفا می کنند.
ج ـ وقایع اسارت
از وقایع اسارت دو نوع روایت در داستانهای کوتاه جنگ به چشم می خورد: نخست، داستانهایی که وقایع بازداشتگاههای عراق و فراز و نشیبهایی را که رزمندگان در این بازداشتگاهها پشت سر گذاشته اند، روایت می کنند. دوم، داستانهایی که به روایت وضعیت اسیران عراقی در بازداشتگاههای ایران می پردازند. داستانهای «باران در راه است» و «شعرای شب» از مجموعه داستانی خلفه های وحشی، ذیل این دسته جای می گیرند.
۲ـ کالبدشکافی روانی (روایت روانی وقایع)
بخشی از داستانهای کوتاه برشی از حالات روانی راوی یا یکی از شخصیتهای داستان یا به تعبیر دیگر روایت ژرف لحظاتی کوتاه از تأثرات روحی راوی یا شخصیت دیگری از داستان است. نویسنده از طریق این برشها و کاوش در لایه های پنهان روح و ذهن یکی از شخصیتهای داستان می کوشد ابعاد و تأثیرات روحی و روانی جنگ را بازنماید. از جمله، انتظار یک مادر برای بازگشت فرزند مفقودالاثرش، چشم به راهی یک تازه عروس برای بازگشت همسرش، اندوه یک رزمنده در فراق همرزمانش و نوستالژی بازگشت به وطن مألوف (جبهه) برای رزمنده ای که شهید نشده و... مضامین کلی این طبقه عبارتند از:
الف ـ انتظار بازگشت
در این دسته برای نمونه می توان به داستانهای کوتاه «اگر بیاید» (اردکانی، ۱۳۶۹)، قاصدک (مؤذنی، ۱۳۷۲)، «قاب انتظار»، «نگهداری لاله در باد سخت است» و «طلوع» از مجموعه داستانی هفت بند (تجار، ۱۳۷۵) اشاره کرد. همچنین در این دسته داستانهای کوتاهی وجود دارند که ترکیبی از انتظار و شهادت اند، یعنی اساس داستان بر تصویر کردن انتظار بازگشت رزمنده و دریافت خبر شهادت در لحظات بحرانی داستان استوار است، نظیر داستان «هودج» یا سایر داستانهای مربوط به مجموعه داستانی هفت بند.
ب ـ نوستالژی جنگ
دومین مضمون از دسته دوم داستانهای کوتاه جنگ مربوط به رزمندگان بازمانده از جنگ است. شخصیتهای اینگونه داستانها تضاد بین زندگی در شهرها و جبهه های جنگ را بر نمی تابند و به دنبال مفری می گردند که به سرزمین آشنا و مألوف خویش بازگردند. آنان چونان پرندگانی اسیر دیوانه وار خود را بر در و دیوار قفس می زنند و عاقبت خونین بال و افسرده در گوشه ای کز می کنند. این داستانها روایت نوستالژی رزمندگان برای بازگشت به وطن مألوف (جبهه) است. از جمله آثاری که در این دسته جای می گیرند، می توان از «خانه تکانی» (ترکی، ۱۳۶۹)، «من هم با امپراتور به مصر رفته بودم» (جعفریان، ۱۳۶۹)، «دنیا را نگهدارید» (سهیلی، ۱۳۶۹)، «آنان که رفتند» (مخدومی ۱۳۷۶) نام برد. اگرچه مضمون اصلی این دسته از داستانها همان حس نوستالژیک بازگشت به جبهه است، اما داستانهای دیگری نیز در این دسته یافت می شوند که چیزی بیش از این حس نوستالژیک در آنها به چشم می خورد و آن دور بودن شهرها از فضای حاکم بر جبهه ها است، فضایی که در آن رزمندگان به موجوداتی غریب و حاشیه نشین تبدیل شده اند و از مشاهده جامعه ای که به سرعت رو به قهقرا می رود و از ارزشهای انقلاب و جنگ فاصله می گیرد، به غم غربت و حسرت بازگشت به گذشته گرفتار آمده اند. این موضوع به بهترین وجه در کتاب مخدومی به تصویر کشیده شده است. این کتاب دربرگیرنده سه داستان (اپیزود) مرتبط به هم است: «آنان که رفتند»، «آنان که ماندند»، «یزیدی ها». در «آنان که ماندند» نویسنده از فراموش شدن ارزشهای رزمندگان در جامعه شهری اظهار نگرانی کرده است، اما در «یزیدی ها» نگرانی اصلی نویسنده فروپاشی ارزشی جامعه شهری و قربانی شدن نسل جوان است.
ج ـ پایان جنگ
به تصویر کشیدن احساسات رزمندگان آن هنگام که دریافتند جنگ با تمامی فراز و نشیبهایش به پایان رسیده است و پی بردن به این که در آن لحظات جنگاوران به چه می اندیشیده اند، بویژه با توجه به این که پایان یافتن جنگ برای رزمندگان ایران امری ساده نبود و در لحظات آتش بس و روزهای پایانی جنگ بیش از هر زمان دیگری امکان پی بردن به روحیات آنان و دلیل ماندن و مبارزه شان به دور از هرگونه تبلیغات و شعارهای مرسوم وجود داشت، ازجمله بهترین دستمایه های داستان پردازی است که متأسفانه کمتر داستانی به این مضمون اختصاص یافته است.
ازجمله آثاری که دراین دسته می گنجد، داستان «درحاشیه شط» (قزوه۱۳۶۸،) است.
قزوه در این داستان روزهای پایانی جنگ را تصویرکرده و ازنگاه رزمندگانی که آن روزها را پشت سرگذاشته اند، به جنگ چونان رؤیایی نگریسته که درحال دور شدن است و آنان در گردوغبار روبه فرونشینی جنگ گیج و مبهوت با این واقعیت روبرو هستند که چگونه به زندگی روزمره خویش در شهرها و روستاها بازگردند.
۳ـ آسیب شناسی جنگ
دسته دیگری از داستان های کوتاه به آسیب شناسی جنگ اختصاص یافته است. آسیب شناسی جنگ مشتمل بر سه مضمون اصلی است:
الف ـ آسیب های اجتماعی و روانی
در داستان های کوتاه جنگ بویژه داستان هایی که نویسندگان رزمنده به نگارش درآورده اند، نوعاً آسیب شناسی جنگ کمتر دیده می شود و از میان شقوق مختلف آسیب شناسی؛ آسیب شناسی روانی (نظیر موج گرفتگی، افسردگی و...) به ندرت و اغلب با نگاهی مثبت یا دست کم نمادین به تصویر کشیده شده است.مجموعه داستان های پیشانی شیشه ای و نیز داستان «دنیا را نگهتدارید» ازجمله داستان هایی هستند که به کاوش در دنیای ذهنی و روانی آسیب دیدگان روانی جنگ پرداخته اند.
نویسندگان داستان های کوتاه جنگ به آسیب های اجتماعی کمتر از آسیب های روانی توجه کرده اند.در داستان «بوم غلتون» ازمجموعه داستانی صلح (قیصری۱۳۷۴،) برجای ماندن گورهای دسته جمعی در روستاها و مناطقی که روزگاری در اشغال دشمن بوده طرح شده است.
همچنین قیصری در داستان دیگری از این مجموعه با نام «عروسک ها»، کشتار مردم غیرنظامی بویژه قتل عام کودکان و نیز اقدام نیروهای دشمن در به آتش کشیدن دهکده ها هنگام اشغال شهرها و مناطق روستایی و بمب های عروسکی دشمن را روایت کرده است.
ب ـ اشغال شهرها
بازدید از شهرهایی که پس از آزادسازی یا پایان جنگ ویرانه هایی بیش نبوده اند و بازخوانی خاطرات دوره کودکی و نوجوانی یا سال های انقلاب و جنگ و شهادت همرزمان، مضمون دسته ای دیگر از داستان های کوتاه جنگ ایران و عراق است.
برای نمونه می توان از «شبیخون روزن ها» درمجموعه داستانی پیشانی شیشه ای، «به یادم درختی بنشان» (الوندی۱۳۶۵،) و «سایه ای در بعدازظهر» (کریمیان۱۳۷۰،) درمجموعه داستان های کوتاه جنگ و «آخرین غروب تجاوز» درمجموعه داستانی صلح یادکرد.
ج ـ مخالفان جنگ
بدیهی است که جنگ در هر دوره و درهرجامعه ای موافقان و مخالفانی داشته باشد، بنابراین چنین انتظارمی رود که آثاری که ذیل این دسته جای می گیرند، به بررسی دیدگاهها، نحوه زندگی و مشکلات اجتماعی هردوگروه بپردازند.
با این همه، تعداد داستان های کوتاهی که به طرح دیدگاه مخالفان جنگ پرداخته، اندک است.
آثاری که به نقد دیدگاه و رفتار مخالفان جنگ دست یازیده اند، دارای ارزش جامعه شناختی هستند.زیرا این آثار، حتی اگر دیدگاهی منفی درباره جنگ داشته باشند، تا حدودی مسائل اجتماعی ناشی از جنگ را بیان می کنند.داستان «شاهنامه» (جعفری۱۳۶۸،) ازجمله آثاری است که دراین گروه می گنجد.«شاهنامه» بیانی طنزآلود از وضعیت اجتماعی جوانانی است که با فرار ازخدمت سربازی و سرباززدن ازشرکت درجنگ، به شیوه های مختلف به آن سوی مرزها گریخته اند.
سخن آخر
آنچه دراین مقاله آمده طرح نکاتی چند برای بررسی های عمیقتر جامعه شناختی داستان های کوتاه جنگ ایران و عراق است. اگرچه تاریخ تکوین جامعه شناسی ادبیات در ایران حاکی از آن است که داستان های کوتاه، بویژه داستان های کوتاه جنگ کمتر ازهمه انواع دیگر ادبی به لحاظ جامعه شناختی تحلیل شده اند، با این همه نباید ازاهمیت داستان های کوتاه غافل شد.
دکتر مسعود کوثری
روزنامه ایران