0

8 سال دفاع مقدس

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:8 سال دفاع مقدس
جمعه 1 بهمن 1389  4:07 PM

گفت وگو با سردار مرتضى قربانى درباره عمليات والفجر ۸ (بخش نخست)

فتح شگفت انگیز فاو

عملیات والفجر ۸ که منجر به فتح شهر استراتژیک فاو شد یکى از عملیات هاى بزرگ تاریخ است که شگفتى محافل نظامى را برانگیخت.
ارتش بعث عراق با وجود ایجاد موانع بسیار حدس نمى زد رزمندگان ایرانى با سلاح هاى انفرادى عرض یک و نیم کیلومترى اروند رود را با وجود جریان تند آب و جزر و مد و بسیارى مشکلات دیگر طى کنند و مزدوران بعثى را در سنگر خود غافلگیر کنند. سردار مرتضى قربانى یکى از فرماندهان دوران دفاع مقدس خاطرات خود از این عملیات را با ما در میان گذاشته که جذاب و خواندنى و حاوى نکات تازه و ناگفته از این عملیات بزرگ آبى- خاکى است. بخش نخست این گفت و گو از نظرتان مى گذرد.

* ابتدا از اهمیت سیاسى، نظامى و اقتصادى بندر فاو در آن زمان بگویید.
فاو یک شهر بندرى است در شبه جزیره فاو که در منتهى الیه جنوب شرقى عراق قرار دارد و از یک طرف محصور مى شود به رودخانه اروند، از طرفى به خور عبد الله و از یک طرف به خلیج فارس که مجموعاً توسط سه جاده آسفالت و شوسه به بصره و بندر ام القصر و پایگاه هاى دریایى عراق متصل مى شود و از آنجا به مرکز کشور عراق، بندر فاو، محل عبور لوله هاى نفتى عراق هم هست که دو لوله نفتى بزرگ براى اسکله البکر و الامیه از شهر فاو عبور مى کند. همچنین منابع و مخازن بزرگ نفتى در شهر فاو قرار دارد. تقریباً فاو یک شهر نفتى عراق است که بیشتر سکنه آن در کارهاى نفتى و بخشى دیگر نیز به کار ماهیگیرى و نخلستان مشغول بوده و هستند. از نظر موقعیت جغرافیایى، نظامى و وضعیت سیاسى این شهر در یک موقعیت بسیار ایده آل براى عراقى ها و یک نقطه شناخته شده در اذهان سایر کشورهاى دنیا و جهان اسلام و عموم سیاسیون و دولتمردان بود فلذا با تصرف آن و ورود به این شهر ما مى توانستیم بسیارى از مشکلات جنگ را حل کنیم.
* یعنى ایده تصرف فاو یک ایده استراتژیک بود
بله! ما در زمانى که در تنگنا به سر مى بردیم و مهمات و آذوقه و امکانات نداشتیم در فکرمان فقط این نبود که در مقابل عراقى ها که به کشورمان حمله کردند، پدافند کنیم و بس، بلکه این فکر را در سر داشتیم تا با طرح ها، برنامه ها و نقشه هاى مختلف با دشمن مقابله کرده و ضربه کارى به آنها بزنیم. یکى از این نقشه ها و طرح ها که در ذهن ما خطور کرده بود، این بود که شهر فاو را بگیریم. لذا در بحث هایى هم که براى عملیات ثامن الائمه، بیت المقدس و طریق القدس برگزار مى شد گاهى اوقات به این قضیه اشاره مى کردم و به فرماندهان مى گفتم، اگر فاو را بگیریم مى تواند براى ما تعیین کننده باشد.
* چه زمانى فکر حمله به فاو و تصرف این شهر در ذهن شما و فرماندهان نقش بست
از همان سال اول جنگ، آن زمان که ۱۱ ماه در محاصره شهر آبادان بودیم، ماهى یک بار با موتو سیکلت به انتهاى جنوبى جزیره آبادان مى رفتم و در نقطه مقابل که اروند کنار به آن مى گفتند، مى ایستادم و با دوربین شهر فاو را تماشا مى کردم و در ذهن ام این بود که اگر ما شهر فاو را تصرف کنیم خیلى از مشکلاتمان را مى توانیم حل کنیم.
* در محاصره آبادان چه مسئولیتى داشتید
مسئول ایستگاه هفت و دوازده (جاده اهواز- آبادان و آبادان- ماهشهر) بودم و در مقابلمان هم گردان قادسیه و لشکر سوم عراق که لشکر زرهى بود قرار داشتند.
* فکر تصرف فاو چگونه به اجرا درآمد
دقیقاً از سال ۱۳۶۲ بحث فاو به صورت محرمانه شکل گرفت. یعنى زمانى که ما در هورالعظیم مستقر شدیم و توانایى هاى آبى، خاکى مان را چک کردیم بحث عبور از رودخانه و عملیات و جنگ در دریا در ذهنمان خطور کرد و بحث فاو مطرح شد و تقریباً در شهریور ماه سال ۱۳۶۴ مقدمات طرح ریزى و توجیه تعداد انگشت شمارى از فرماندهان شروع شد که برادرمان محسن رضایى فرمانده کل سپاه، قرارگاه مخصوصى را پیرامون عملیات والفجر ۸ و تصرف شهر فاو تأسیس کردند و در این قرارگاه کسانى که قرار بود با اعتقاد و یقین بحث عملیات در فاو را پیگیرى کنند، در آنجا جمع مى شدند و جلسات را برگزار مى کردند. در این مدت ۶ ماه یعنى از شهریور تا بهمن سال ۱۳۶۴ جلسات مختلفى برگزار شد که مهم ترین آن تعیین خط حد لشکرها بود یعنى فرمانده لشکر ها خدمت برادرمان سردار محسن رضایى، سردار رحیم صفوى، سردار رشید و امیر محتاج مى رسیدند و خط حد و مأموریت لشکرشان را با در نظر گرفتن توانایى هایشان انتخاب مى کردند. بنده نیز مانند همه فرمانده لشکرها یک روز خدمتشان رسیدم و حدود ۳ ساعت با آنها صحبت کردم و نهایتاً آمدم سراغ حدود ۲ کیلومتر خط حد شهر فاو، یعنى بنده گفتم آمادگى دارم شهر فاو و اسکله هاى نفتى و پایگاه موشکى که کشتى هایمان را در خلیج فارس هدف قرار مى داد را با همه مشکلات و سختى هایى که دارد تصرف و تأمین نمایم و متصرفات را در مقابل پاتک هاى احتمالى دشمن نگهدارى مى کنم که همه اینها در ۹۰ روز جنگ شبانه روزى پیش بینى مى شد. آقا محسن و برادر محتاج خیلى با ما بحث کردند و گفتند طرحت چیست برنامه ات چیست من گفتم الآن در این جلسه مقدماتى نمى توانم بگویم ولى مى روم و روى آن کار مى کنم، برنامه ریزى و شناسایى مى کنم و بعد طرح ها را خدمت شما مى آورم. به هر جهت دستور مأموریت در آبان ماه سال ۶۴ به همه لشکرها و به بنده که فرمانده لشکر ویژه ۲۵ کربلا بودم ابلاغ شد.
* یعنى در آبان سال ۶۴ خط حد همه لشکر ها مشخص شد
بله! قطعى شد. همه لشکر ها خط حد خود را مشخص کردند ما هم اعلام نمودیم که حاضریم شهر فاو را تصرف کنیم و با توکل به خدا و عشق و علاقه این مأموریت خطیر را پذیرفتیم و با گذشت ۵ سال از جنگ با این انگیزه آمدیم و گفتیم: آماده ایم در این میدان بایستیم و فداکارى کنیم و در این راستا اهداف براى ما تعریف شد.
* منظورتان اهداف عملیات است
بله، ما براى انجام این عملیات اهدافى را دنبال مى کردیم که هدف اول انهدام توان رزمى ارتش عراق و هدف دوم قطع صدور نفت عراق به صورت صد در صد بود.
* که در حقیقت اقتصاد عراق کاملاً فلج مى شد.
بله! اقتصاد عراق کاملاً فلج مى شد. اولین هدف این بود که از نظر نظامى ریشه ارتش بعث را بخشکانیم و اینجا بهترین جایى بود که مى توانستیم آنها را بکشانیم به این منطقه که راه فرارى هم نداشتند و مى شد منهدم شان کنیم، از طرف دیگر مى توانستیم صدور نفت از طریق لوله به اسکله ها را قطع کنیم و خور عبدالله که محل تردد کشتى هاى جنگى عراق بود را تصرف کنیم که این براى ما خیلى مهم بود چون کشتى هاى جنگى عراق از پایگاه موشکى ام القصر مى آمدند کنار اسکله البکر و الامیه پهلو مى گرفتند و از آنجا کشتى ها را مى زدند و گاهى هم به کشتى هاى دیگر تعرض مى کردند و پاى جمهورى اسلامى ایران مى گذاشتند. لذا هدف سوم ما تصرف خور عبدالله بود، که تردد عراق به سمت دریا را به طور کامل مسدود مى کرد و نیروى دریایى عراق کاملاً فلج مى شد. هدف چهارم ما این بود که ما از این طریق خودمان را به مرزهاى کشور کویت نزدیک مى کردیم و از نظر سیاسى، نظامى خیلى براى ما مفید بود چون هم مرز با کویت مى شدیم، کویتى که با تمام توان به صدام کمک مى کرد.
و هدف پنجم ما این بود که ما یک جبهه بسیار وسیع براى دشمن و یک جبهه بسیار محدود براى خودمان به وجود آوریم و دور تا دور ما به گونه اى مى شد که عراق نمى توانست با ما وارد عملیات شود و در مقابل، یک جبهه جنگى گسترده اى را براى عراق باز مى کردیم و مى توانستیم ارتش عراق را از بصره تا فاو زیر آتش خودمان قرار دهیم و آنها هم هر لحظه نگران این بودند که ما از این نقطه پیشروى کنیم.
* با این مقدمه اى که شما فرمودید شهربندرى فاو با این همه ویژگى هایى که داشت بدون شک باید در یک حصر کامل نظامى باشد یعنى کاملاً باید حفاظت مى شد ویقیناً ارتش عراق باید گارد ها و نیروهاى مخصوص خودش را در آن منطقه مستقر مى کرد. با این حساب در بحث شناسایى، شما با مشکل خاصى مواجه نبودید، واقعاً چگونه نیروهاى شما براى شناسایى به فاو مى رفتند
در خصوص شناسایى به لحاظ این که بنده درعملیات خیبر؛ زمانى که فرمانده لشکر ۵ نصر بودم تجربه موفقى داشتم چون در آن زمان ۴۵ کیلومتر در داخل خاک عراق نفوذ کرده و منطقه وسیعى از دشمن را تا جاده بغداد- بصره شناسایى کردیم و توانستیم منطقه مورد نظر را تصرف کرده و حدود ۱۰ روز جاده بغداد- بصره را ببندیم لذا عملیات آبى را کاملاً لمس کرده بودیم و کاملاً با چگونگى کار با وسایل ترابرى آبى مسلط بودیم و درعملیات بعدى یعنى بدر نیز به تجربیات ما اضافه شد با اندوخته اى از تجربه و امید قدم به این منطقه گذاشتیم. با مشخص شدن خط حد، تعدادى از نیروهاى اطلاعات و تخریب را از هفت تپه آوردیم به منطقه آموزش، بعد بدون این که کسى چیزى بداند برایشان یک دوره آموزش وسیع گذاشتیم سپس توانایى هایشان را محک زدیم و از میان نیروها، نیروهاى علاقه مند و شهادت طلب را براى کار شناسایى و تخریب جدا کردیم و برایشان کلاس ویژه حفاظتى، امنیتى گذاشتیم سپس آنها را قرنطینه نظامى کرده و از آنجا شناسایى مان را شروع کردیم. اولین شناسایى ما در مورد خود اروند بود، که جریان جزرو مد آب را مشخص کرده و عرض رودخانه و عرض نهر ها و باتلاق ها را سانت به سانت و متر به متر محاسبه کردیم. الحمدلله همه این محاسبات را برادرهاى ما در سطح خودشان و با توجه به توانایى و تخصص هایى که درون خودشان نهفته بود انجام دادند وتجربه خوبى هم به دست آوردند و بر همین اساس و با توجه به نقاطى که مى خواستیم وارد عملیات شویم خطوط و حد شناسایى مان را تعریف کرده و راه کارهاى نفوذ به خط دشمن را مشخص نمودیم.
ادامه دارد
حسین فیض
منبع: روزنامه ایران
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها