پاسخ به:ان.ال.پی عملی1
جمعه 1 بهمن 1389 10:48 AM
هدف و ان ال پی
(OBJECT)
انسان بی هدف انسانی مرده است
هدف در واقع نشانه ایست که انسان در پیش روی خود تعیین می کند و برای رسیدن به آن حرکت و زندگی می کند.گاهی این هدف شناخته شده و گاهی این هدف پنهان می باشد ولی ر هر صورت هدف لازمه ی حیات انسان می باشد.
مراحل اولیه ساخت یک هدف:
ما برای هدف سازی نیازمند یک سری اصول هستیم که بتوانند ما را در جهت رسیدن به هدف یاری دهند.بوجود آوردن یک هدف که در واقع یک برنامه ریزی جدید می باشد مسلمأ نیازمند تغییراتی در برنامه ریزی قبلی می باشد و برای اینکه برنامه ریزی جدید خللی در عملکرد ضمیر ناخودآگاه بوجود نیاورد مجبوربه پیروی از اصولی می باشیم که به شرح آن می پردازیم:
1- می بایستی بتوان هدف را به صورت ساده و مثبت بر روی کاغذ آورد.
مثلأ هدف خرید یک خانه است،این هدف به هیچ عنوان نمی تواند ما را در یک برنامه ریزی صحیح یاری دهد چرا که اصلأ مشخص نیست که این خانه چطور خانه ای می باشد چند متر زمین خواهد داشت؟در چه منطقه ایی و یا اصلأ چه قیمتی را دارا خواهد بود؟پس داشتن حداکثر مشخصات می تواند ما را در یک برنامه ریزی صحیح برای دستیابی به هدف مورد نیاز یاری دهند پس جمله باید مثبت باشد زیرا ضمیر ناخودآگاه منفی را نمی شناسد و فقط ریشه جمله را شناسایی می کند مثلأ:
من سیگار نمی کشم یعنی فقط من دیگر سیگار می کشم است و مسلمأ با چنین هدفی برنامه ریزی برای ترک سیگار بسیار مشکل خواهد بود.
2- شناخت و مشخص کردن مراحل گوناگون رسیدن به یک هدف
برای من بسیار خنده دار است که بعضی از دوستان فکر می کنند که با نوشتن هدف بر رو کاغذ و چسباندن آن بر روی در و دیوار ویا از این قبیل کارها می توان به تمامی اهداف رسید !!ان ال پی یعنی ما برای هر کاری نیازمند یک برنامه ریزی خاص می باشیم و در این رابطه اصطلاحی در بین ان ال پیستها رایج است که می گویند:دعا کن و وارد عمل شو.
پس برای اینکه بتوانیم باشیم،با افتخار زندگی کنیم و موفق شویم ،نیازمند ابزاری هستیم که بوسیله ی آنها تمامی موانعی را که مزاحم این پیشرفت هستند در بیرون و درون خود کنار بزنیم و یا از بین ببریم
پس با توجه به مسائل عنوان شده در بالا می بایست بتوانیم تا آنجا که ممکن است جزئیات هدف را بررسی کنیم سپس مراحل مختلفی را که در مسیر رسیدن به هدف باید از آنها عبور کنیم را مشخص کنیم و برای هر کدام از مراحل،تاریخی را مقرر کنیم و این را در نظر داشته باشیم که در راه رسیدن به هدف باید انعطاف پذیر بود،یعنی اگر در تاریخ تعیین شده به مرحله مربوطه نرسیدیم،بتوانیم از مسیر دیگری در جهت رسیدن به هدف قدم بگذاریم.
3- توجه کنیم رسیدن به هدف یعنی:ترک عادت گذشته و ایجاد یک عادت نو یا ترک رفتار گذشته
اگر یادتان باشد در گذشته گفتیم که ما هر رفتاری را که داشته باشیم برحسب برنامه ریزی ضمیرناخودآگاه می باشد اگر بی پول هستیم واگر پولدار اگر معتادیم همه و همه بر طبق یک برنامه ریزی از طرف ضمیرناخودآگاه می باشد که البته در پشت این برنامه ریزی یک منظور مفید نهفته است هرچند که ممکن است این منظور مثبت ،خود مشکلی را در بر داشته باشد مانند فردی که بدلیل یک برنامه ریزی از طرف ضمیر ناخودآگاه خویش از رانندگی بیزار است در اینجا تنفر این شخص از اتومبیل و رانندگی یک برنامه ریزی از طرف ضمیرناخودآگاه وی می باشد و منظور مفید از این برنامه ریزی حفظ جان این فرد می باشد و اگر قرار باشد که ما در این فرد تغییراتی ایجاد کنیم تا این فرد به به اتومبیل و رانندگی علاقمند گردد به نوعی منظور مفید برنامه ریزی قبلی را می خواهیم از بین ببریم که در این صورت ضمیرناخودآگاه وی شروع به مقاومت می کند که ما باید تکنیکهایی به کار گیریم که ضمیرناخودآگاه اطمینان حاصل کند رانندگی امنیت جانی این فرد را به خطر نمی اندازد.پس با این علم یک هدف را برای خود برمی گزینیم که رسیدن به آن هدف هیچگونه خللی را در منظور مفید رفتار قبلی ایجاد نکند.
4- بایستی بتوانیم به راحتی مراحل مختلف این هدف را مجسم کنیم و با مجسم کردن آنها هیچگونه ناراحتی در خود حس نکنیم.
5- تمامی جزئیات هدف را چه مثبت و چه منفی مورد مطالعه قرار دهیم
6- رسیدن به یک هدف جدید به معنای یک تغییر در یک نوع رفتار می باشد و هر نوع تغییر به معنای ترک یک رفتار با یک منظور به ظاهر مفید و رسیدن به یک رفتار در عمق نامفید.
7-انرژی رسیدن به هدف را به کائنات بفرستید
شما در مقابل قدرت الهی سه مرحله را باید در نظر داشته باشید:
الف- از خداوند بابت نعمتهایی که به ما داده تشکر و شکرگزاری کنیم.
ب-از او طلب کمک برای رسیدن به هدف مورد نظررا فراموش نکنیم(بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را)
ج- بدانید که در مقابل آن چیزی که از خدا طلب می کنید وظیفه شما چیست؟آن را انجام دهید
8- هدف باید سبز یا اکولوژیک باشد
یعنی هدف ما باعث درد و رنج کسی نباشد و نباید در هدفمان برای کسی زحمتی ایجاد کنیم
9-هدفمان را مرتب زیر سؤال نبریم
در اینجا منظور این است که مرتب وضعیت مشکل یا هدف را به زیر سؤال نبریم زیرا گله مندی زیاد از وضعیت مشکل یا از نرسیدن به هدف به نوعی باعث می شود تا برنامه ریزی با مشکل تقویت شود.بایستی بتوانیم پس از هدف گذاری صحیح به صورت معمولی وطبیعی زندگی کنیم و بگذاریم تا برنامه ریزی کار خود را انجام دهد.
10- انگیزه را مرتب کنترل کنید.
ما در راه رسیدن به هدف باید بتوانیم انگیزه خود را برای رسیدن به آن هدف کنترل کنیم،کنترل کردن انگیزه به ما این اجازه را می دهد که اگر مسئله خاصی بر روی انگیزه ما اثر گذاشته،بتوانیم آن را برطرف کنیم.
11- مراحل مختلف هدف را بایستی مشخص کرد وتاریخ گذاری کرد.
ما باید در هر لحظه بتوانیم تشخیص دهیم در کجای هدفمان قرار داریم و چه مقدار از راه را طی کرده ایم و چه مقدار از آن باقی ماتده است و اگر احتمالأ به بن بستی برخورد کردیم چطور بتوانیم با انعطاف پذیری از مسیر دیگر به هدف برسیم
12- اهداف خود را اولویت بندی کنید
همه ما در هر لحظه دارای اهداف گوناگونی می باشیم این اهداف حتی اگر آگاهانه هم باشند باید آنها را در اولویت خود قرار دهیم و بدانیم که کدامیک از اهداف ما نسبت به بقیه حق تقدم دارند.مانند:
-شخصی -خانوادگی حرفه ای
- روزانه - هفتگی -ماهانه سالانه
-مهم و فوری -مهم ولی غیرفوری
فراتر از واقعیت
در فراتر از واقعیت هدف ما ایجاد تغییر در مدلهایی می باشد که ما از رویدادها برای خود ساخته ایم این مدلها برحسب برداشت شخصی خود ما نسبت به مسائل می باشد
مثلأ رنگ قرمز برای هر کدام از ما متفاوت است در مورد مسائل گوناگون نیز ذهن و سیستم عصبی هرکس ممکن است با دیگری متفاوت باشد بعنوان مثال فردی که تجربه زلزله را دارد نسبت به فردی که هیچ گاه یک زلزله را تجربه نکرده ،کاملأ متفاوت است
ممکن است شخصی پس از یک حادثه اتومبیل،دچار مشکلات خاصی که بر روی سیستم عصبی و سپس ذهنی و روانی وی تأثیر گذاشته بشود و ما برای اینکه بتوانیم آن تأثیرات منفی را در وی خنثی کنیم می بایستی برداشت آن فرد را نسبت به آن حادثه عوض کنیم زیرا با تغییر در برداشت ما می توانیم نوع عملکرد سیستم عصبی مغز را در رابطه با آن موضوع تغییر دهیم.برداشت ما از موضوعات پیوسته همراه با تصویری است که ما از آن موضوع در ذهن خود ساخته ایم در این زمان ان ال پیست کمک می کند که ما تغییرات لازم را در آن تصویر ایجاد کنیم و در واقع تصویر دیگری را جایگزین کنیم.ودر نتیجه این جابجایی تمامی برداشتهای سوژه از آن موضوع خاص عوض می شود
متا مدلها .
اثر کلام در زندگی انسانها به اندازه ایی دارای اهمیت می باشد که گاهأ منجر به نابودی آنها و یا رشد آنها می شود به عنوان مثال می توان دو انسان در حال جدال را آرام کرد ومی توان تفرقه انداخت.پس پی می بریم که تا چه حد کلام و بیان در ارتباطات حائز اهمیت هستندمتامدل در ان ال پی به ما نشان می دهد که چگونه می توانیم این کلام را بشناسیم و بتوانیم اثرات مخرب آنها را از بین ببریم تا بر خود گوینده و شنونده تآثیر منفی نگذارد.بیان می تواند گرفته شده از یکی از حواس ما باشند (شنوایی،بینایی،لامسه، چشایی،بویایی) که در واقع اطلاعات از یکی از این حواس عبور می کند و بر روی سیستم عصبی ما تأثیر می گذارد و ب جایگاه خود در مغز می رود،این اطلاعات در طول مسیر خود از سیستم مادون بیانی عبور می کنند .مادون بیانی یعنی کلمات همراه با خود احساساتی را دارند که نمی توان از طریق بیانی آنها را حس نمود ،احساسات ایجاد شده توسط سیستم مادون بیانی بوسیله ی یک کلمه یاجمله کلیدی (متامدلها) در ما شکل می گیرند که آن را رمز اولیه گویند و این رمز پیام خاصی را به شنونده می رساند که آن را رمز ثانویه می نامند.و به این ترتیب گوینده توانسته منظور و احساسات خود را به مخاطب بیان منتقل کند.جالب اینجاست که تمامی این روند بر خود شنونده هم همان اثر را می گذارد
خلاصه شده توسط:سارا حاج طاهران
منبع:http://www.successir.com