پاسخ به:پیروزی فکر
جمعه 1 بهمن 1389 10:29 AM
20. راه تسلط بر فکر
خط حرکت معینی برای خود رسم کن و آنگاه چه در مواقع تنهایی و چه در میان جمعیت، پیوسته این راه را طی کن. "اپیکتتوس"
با کنترل دائمی فکر می توان تمایلات روح را تغییر داد. معنی ندارد که بگذاریم روحمان به هر طرفی متمایل شود و با موضوعات مختلف و متنوعی بطور سطحی مشغول شود.
نیروی اراده می تواند فکر را تحت فرمان و تسلط خود بگیرد و برای اینکه بتوانیم روحمان را به راهی که می خواهیم متوجه سازیم فقط کمی تمرین لازم است. توجهی که توام با اراده و از روی عقل و منطق باشد می تواند روح و فکر را تحت "نظم معینی" به درجات عالی و به نقطه ایده آل برساند. آنگاه احساسات نامناسب و افکار ناشایست به بیرون از شعور رانده می شود و کمال ایده آل جای آنها را می گیرد. این موفقیت نتیجه نظم و ترتیب است.
راهی که باید در پیش گرفت این است: انسان آنچه را که می خواهد باید با حرارت و اشتیاق بخواهد. آن را در خیال چنان که گویی بدست آورده باشد، آشکار و واضح مجسم کند: همه وجود خود را روی این خواهش خود متمرکز نماید. و در تماس با چیزهایی که ممکن است در این راه به او کمک کند و مورد استفاده اش قرار گیرد، با کوشش مداومی بسوی هدف خویش نزدیک شود. اگر چنین کند خواهد دید که موانع یک یک از پیش پایش برداشته می شود و کارهایی که در لحظه اول فوق نیروی بشر جلوه می گردد ساده و آسان به نظر می رسد. رمز اصلی کار در این است که هدف پیوسته جلو چشم مجسم باشد و فرصتی برای ضعف اراده داده نشود.
کاملترین متدی که می توان به هر کسی توصیه کرد این است که انسان در میان سکوت فکر کند و تصمیم بگیرد و بعد این تصمیم را با تمام نیرویی که دارد اجرا کند. چنین فرض و خیال کنید و به هدفتان رسیده اید و آنچه را که می جستید یافته اید. یک خیال پایدار برای تحقق بخشیدن به خواست ها و امکان دادن به غیر ممکن ها کمک بزرگی است.
ق.ب. ویلسون در کتاب خود تحت عنوان "بسوی قدرت" چنین می گوید: "فضایی که اطراف شما را فرا گرفته است محصول فکر است که هر وقت بخواهد می تواند آنرا تغییر دهد."
چارلز برودی پاترسن طرق کنترل فکر را از لحاظ منافع بدن انسان تشریح می کند و چنین می گوید: "مخیله مان را پاک و درخشان کنیم از افکار عالی انباشته سازیم، خوبی و خوشی هر کسی را بخواهیم. از هیچ چیزی پروا نداشته باشیم و بدانیم که خود ما ذره ای از آن نیروی بزرگ الهی هستیم که قادر به رفع همه ی احتیاجات است. به این نکته نیز بخوبی اطمینان داشته باشیم که صحت، قوت و سعادت حقوق مشروعی است که بطور مادرزادی به ما داده شده است."
اینها پیوسته در زندگی درونی ما بالقوه وجود دارند و در زندگی خارجی ما نیز وجودشان احساس می شود. اعتقاد و اطمینان به این حقوق به بدنمان نیرو و سلامت می بخشد.
روحتان را با ثبات و پشتکار به تمایل نیکویی سرگرم کنید و اراده تان را روی حقایق زیر متمرکز سازید: ایده آل های درست، صحت، صلح و صفا، آرامش، کمک به دیگران، ادبیات پاک، هنر، صنعت، آثار خوب، ایمان و صمیمیت.
وقتی که با دیگران هستید بکوشید که در آرامش و متانت باید به قدری کامل باشید که حتی کوشش تان را برای کسب آن دیگران احساس نکنند. اما باید دقت کنید که این سکوت و آرامش تان بر سدی و یا اختفاء حمل نشود یعنی باید از حرکاتی که دیگران را وادار می کند چنین قضاوتی درباره شما بکنند خودداری کنید.
از هر گونه هیجانات ناروا و رقابتهای شخصی خودداری کنید.
اگر در مغزتان افکاری وجود دارد که ممکن است مایه ناراحتی دیگران شود به هیچوجه آنها را ظاهر نسازید. تکبر و غرور را از خود دور کنید و اجازه ندهید که حرص، حسد، خشم و غضب و احساساتی نظیر اینها از درونتان به بیرون سرایت کند.
از اظهار عدم اعتماد نسبت به کسانی که با شما تماس دارند خودداری کنید.
عدم اعتماد به نتیجه اقدامات و کوشش هایتان را هم از مغز بیرون کنید.
چه در درونتان و چه در اطرافتان حالتی پر از اعتماد، نشاط و نیروهای فعال خلق کنید و بکوشید که این حالت بر هم نخورد.