پاسخ به:کتاب کلید اسرار
جمعه 1 بهمن 1389 10:08 AM
شما محصول تمامی افکار و احساساتی هستید که تا به حال داشته اید. افکار و احساسات و اعمالی که امروز انجام می دهید آینده شما را تعیین می کنند پس مثبت باشید.
بازی زندگی بازی بومرنگ هاست. افکار، اعمال و گفتار ما دیر یا زود با دقت حیرت آوری به ما باز می گردند. (فلورانس اسکاول شین)
تک تک سلول های بدن از تک تک افکار تأثیر می گیرند.
هر سلول واحد در بدن از هر فکر واحد تأثیر می گیرد. اعتراف می کنم که افکار در بدن تأثیر گذار هستند. (اینیشتین)
افکار منفی مثل سمی است که بدن را ضعیف کرده باعث عرق، انقباض ماهیچه ها می شود و محیط اسیدی در بدن به وجود می آورند که باعث حتی سرطان می شود (سرطان در محیط اسیدی رشد می کند) و ارتعاشات منفی می فرستد و به همان میزان بیشتر منفی جذب می کند.
افکار مثبت احساس آرامش و هوشیاری می آورد و مغز را تحریک کرده و هورمون ایندرومنین (هورمون شادی بخش) ترشح کند و شادی و نشاط را افزایش می دهد. افکار مثبت ارتعاشات مثبت و به همان میزان بیشترتجربیات مثبت به شما برمی گرداند.
یک اندیشه مثبت به مراتب بیشتر از اندیشه منفی قدرت دارد و صدها بار قویتر.
ذهن خودآگاه و ناخودآگاه: بیشتر ذهن ما ناخودآگاه است. یاد بگیرید ذهن ناخودآگاه را دو بار برنامه ریزی کنید؛ افکار منفی را به مثبت تغییر دهید، باورها و تصاویر را نیز تغییر دهید.
گاهی اوقات باید اجازه دهید هر چیز سیر خودش را طی کند. خود را پاکسازی کنید اگر به هر دلیلی خوشحال نیستید باشد که از آن رها شوید زیرا هنگامی که دریابید آزاد و رها هستید خلاقیت واقعی و خود حقیقی شما پدیدار می شود. (تینا ترنر)
احساس ناکفایتی، ترس و تردید افکار و احساسات محدود کننده هستند و این احساسات منفی ما را ضایع می کند و از درک و تشخیص رشد عالی و توانایی بالقوه مان بازمی دارند مگر اینکه تصمیم خودآگاهانه در برابر آن ها بگیریم که آن ها را رها کنیم و اجازه دهیم تا از میان بروند. مثل اینکه می خواهید حرکت کنید ترمز دستی کشیده هرقدر گاز دهید ماشین جلو نمی رود. وقتی ترمز دستی پایین باشد بدون زحمت ماشین حرکت می کند. افکار و احساسات و رفتار محدود کننده مثل ترمز دستی بالا است. آن ها را رها کنید تا بدون زحمت به طرف خواسته مثبت خود حرکت کنید.
آنچه که به ذهن انسان می رسد و انسان آن را باور می کند پس می تواند به آن دست یابد. (ناپلئون هیل)
ذهن خودآگاه فکر و علت یابی می کند برای تصمیم گیری های روزانه آن را بکار می گیرید. اختیار در این ذهن است که چه چیزی را می خواهید در زندگی خود خلق کنید. با تمرین و تلاش منظم یاد می گیرید افکار و باورهایی که خودتان انتخاب نکرده اید را عوض کنید. یاد بگیرید افکار خود را به سمتی هدایت کنید که باعث تجلی اهداف و آرزوهای شما شود. ذهن خودآگاه قدرتمند است اما از محدودترین بخش های ذهن است.
ذهن ناخود آگاه محدودیتی نمی شناسد. خودانگاری و عادت ها در ناخودآگاه به سر می برند و در هر سلول بدن عملکرد دارند. ذهن ناخودآگاه در مقایسه با خودآگاه به میزان بیشتری با ذهن برتر ارتباط دارد یعنی همان اتصال به خداوند، منبع الهی و یا شعور لایتناهی. ناخودآگاه زمان ندارد و در حال کار می کند. تجربیات، خاطرات گذشته شما را ذخیره می کنند و تمامی فعالیت های بدن ضربان قلب، عملکردهای فیزیکی هضم غذا و ... را کنترل می کند. ناخودآگاه به دقت فکر می کند. هر فکر و اندیشه ای که خودآگاه شما انتخاب کند می پذیرد . توانایی رد کردن مفاهیم و باورها را ندارد(به هیچ عنوان). از ذهن خودآگاه خود برای برنامه ریزی باورهای ذهن ناخودآگاه استفاده کنیم و ناخودآگاه مجبور است ایده ها و باورهای جدید را قبول کند. نمی تواند آن ها را رد کند.
ناخودآگاه بسیار قدرتمندتر از خودآگاه است . مثل کوه یخی ای که سر آن بالای آب و بقیه زیر آب است. آن سر خودآگاه و بقیه که زیر آب است ناخودآگاه است.
باید هر روز آن را کنتر کنیم (ذهن ناخودآگاه)،با استفاده از این تکنیک ها می توانیم با ذهن ناخودآگاه خود ارتباط برقرار کنیم: مثبت اندیشی، تصویر سازی،دعا، تفکر، مراقبه،شکرگزاری، قدردانی.
ذهن ناخودآگاه کمک می کند هرچه سریعتر و آسانتر به اهدافمان برسیم با سرعت و قدرت حیرت آورمان می توانیم از قانون جذب استفاده کنیم.
هم اکنون قدرت با شماست تا آنچه برایتان محال بوده انجام دهید. به محض اینکه باورهای خود را تغییر قدرت از آن شماست.(ماکسول مالتز)
احساسات و عواطف شما بخش حیاتی در بکار گیری قانون جذب است.
وقتی احساس شادی دارید به این معنی است که در مسیر درست هستید چیزهایی که روی آن ها تمرکز دارید و فعالیت هایی را که با آن ها سروکار دارید به طور فعال شما را به آرزوهایتان می رساند.
احساسات خشم، افسردگی، ناامیدی، افکاری بد می آورند و شما را از آرزوهایتان دور می کند.
عشق یعنی زندگی و زمانی که عشق را از دست بدهی زندگی را از دست داده ای.
بنابراین در مقابل موقعیت ها واکنش نشان ندهید به آن ها پاسخ دهید. کنترل حالات روحی بسیار مهم است. پس کارهایی را انجام دهید که به شما احساس خوبی می دهد. وقتی حالتی را عمیق و کامل احساس می کنید فرکانس های قویتری به جهان می فرستید. هر قدر احساسات شما قویتر باشد جذب شما قویتر می شود.
برای کاری که دوست دارید وقت بگذارید. مهم نیست چقدر مشغولید آنچه که احساس می کنید و مهم تر است از آنچه فکر می کنید و یا کلامی که می گویند احساسات شما هرگز به شما دروغ نمی گوید به آن توجه کنید. اگر احساس شما خوب نیست یا آن ها را رها کنید یا به چیزی بهتر فکر کنید. یعنی فکری که احساس بهتر به شما بدهد یا کارتان را تغییر دهید. موسیقی و پیاده روی از کارهایی هستند که سریعاً احساس شما خوب و مثبت می شود.
بازتاب درونی و بیرونی
اگر احساس شادی دارید پس در مسیر درست قرار دارید و با حقیقت درونی خود همسو هستید. در حول شادی گردش می کنید و در اعمالتان احساس حمایت می کنید و بازتاب بیرونی آن را می بینید. گاهی می بینید با تلاش بسیار هیچ چیز خوب پیش نمی رود این همان بازتاب بیرونی جهان است که به شما می فهماند در مسیر درست قرار ندارید و باید از آن خارج شوید مثل اینکه بر خلاف رودخانه در حرکت هستید.
هر اتفاقی که در زندگی ما رخ می دهد فرصتی برای رشد ما ایجاد می کندهر حادثه منفی می تواند بذری باشد برای رشد یک گیاه زیانبار. هیچ اشتباهی یا تصادفی وجود ندارد تمامی حوادث زندگی موهبت هایی هستند برای ما تا از آن ها چیزی بیاموزیم.
هر گاه خوشحالید احساس سبکی دارید احساس می کنید زنده اید. در این مکان عشق و شادی با خدا یکی هستید و مثل آهن ربا زیبایی و خیر و برکت دریافت می کنید. احساسات منفی برعکس عمل می کنند و باعث بیماری و بدی و بی خیری می شود.
خشم شما را حقیرتر می کند در حالیکه بخشش شما را به تعالی می رساند و از شما انسانی بزرگتر می سازد.