پاسخ به: کوتاه و خواندنی >لیست لطائف
پنج شنبه 30 دی 1389 7:15 PM
اگرمرغ دلت پريد
ناسلامتي ميخواست به ما التماس دعا بگويد. نميدانم، شايد هم ميديد كه بيش از اين بار ما نيست، و تيپمان به اين حرفها نميخورد، آخر مراسم بود. موقع استغاثه و التماس دعا، هركسي از بغل دستيش ميخواست كه براي او هم از خدا طلب بخشش و عفو نمايد، با عباراتي نظير: «اگر رفتي توي حال، اگر سيمت وصل شد، اگر قبول شدي، خودت را گم نكني! فقير فقرا را فراموش نكني! و...»
او هم يك نگاه اين طرف و آن طرف كرد و آهسته در گوش من گفت: «تو را خدا اگر مرغ دلت پريد... از من ميشنوي بالش را قيچي كن و يك لنگه كفش هم ببند به پايش تا از اينجا تكان نخورد...» و ما را حسابي از خودمان نااميد كرد.
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 160