پاسخ به: کوتاه و خواندنی >لیست لطائف
پنج شنبه 30 دی 1389 7:14 PM
اگر زديم و نخورد
خيلي هيجان داشت. در حاليكه نوك گلولهي آرپيجي را ميبوسيد گفت: «همين يك دونه را داريم، اگر درست نشونه بگيري و به خدا توكل كني، برجكش را بردي هوا.» گفتم: «آمديم، زديم و نخورد. آن وقت چه؟»
اخمهايش را تو هم كرد و گفت: «مگه الكيه پسر؟ خود خدا گفته شما منو ياري كنيد، من هم شما رو ياري ميكنم. تازه اگر هم نخورد، جر ميزنيم، ميگيم قبول نيست، از اول. من ميروم روي خاكريز ميگويم: جاسم هو...ي! اون گلولهي آرپيجي ما رو بيندازيد اين ور.» خندهام گرفته بود. بيشتر خندهام از قيافه و لحن كاملاً جدي او بود.
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 178