پاسخ به: کوتاه و خواندنی >لیست لطائف
پنج شنبه 30 دی 1389 7:11 PM
از كجا معلوم
يكي از بچههاي جانباز، يك دست از كتف نداشت. به سختي ميشد باور كني كه احساس نقص و كاستي و مشكل ميكند. به اندازهي همهي آنهايي كه چهارستون بدنشان سالم بود، ميدويد و كار ميكرد. امكان نداشت بگذارد كه كسي مراعاتش را بكند. بچهها هم كه اينقدر او را سرحال ميديدند، به شوخي ميگفتند: «الآن تو اينجايي، دستت را ببين كجا حيوانات دارند ميخورند، و دعايت ميكنند، ميگويند چه ماهيچههايي، چه مچي، بهبه» و او هم كه در جواب درنميماند، ميگفت: «از كجا معلوم؟» شايد الآن گردن حوريها در بهشت باشد، خدا را چه ديدي؟
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 124