یاشدا یانئر قورونون اودونا(قورونون اودونا ،یاش دا یانار).
«تر هم به آتش خشک می سوزد.(تر و خشک با هم می سوزد)».
یاغئشدان قورتولوب دولویا دوشدوک.
«از چاه درآمده توی چاله افتادیم».
یالانچئنئن حافیظه سی اولماز.
«دروغگو حافظه ندارد».
یامان گونون عمرو آز اولار(قارا گونون عمرو آز اولار،قارا گجه نین آغ گونودوزواولار).
«عمر روز سخت کم است،یعنی روزگار پستی و بلندی داشته و تلخی و شادی آن به هم پیوسته اند(پایان شب سیاه سپید است)».
یانسئن چیراغی، گلسین ایشئغی.
«چراغش روشن باشد، نورش بیاید».
یای وار ، قئش وار، چوخ ایش وار.
«تابستان هست ،زمستان هست ، کار زیاد است(این مثل در مورد شخص عجول بکار می رود بدین مضمون که فردا تابستان و زمستان خواهد آمد و کار زیادی در پیش است و تا رسیدن به نتیجه وقت زیادی لازم است)».
یوقورت توکولسه یئری قالار ، آیران توکولسه نه یی قالار؟
«اگر ماست بریزد جایش میماند،اگر دوغ بریزد چه چیزی از آن میماند؟»
یومورتاسی ترسه دوشوب.
«کلافه است».
یهر گاه آتئن بئلینده گزه ر،گاه یییه سی نین(همشه سو بئله گتمز).
«گهی زین به پشت و گهی پشت به زین(همیشه در روی یک پاشنه نمی چرخد)».
«به حال یتیم وای وای گویان زیادند ولی کسی یک لقمه نان نمی دهد(وقتی از یک کاری یا شخصی طرفداری الکی و ظاهری می کنند ولی در موقع نیاز هیچکدام پا پیش نمی گذارند این مثل کاربرد دارد)».
یئدیلر ایچدیلر مطلبه یئتیشدیلر.
«قصه ما به سر رسید کلاغه به خونه اش نرسید».
یئر برک اولاندا،اوکوز اوکوزدن گوره ر.
«وقتی زمین سفت است، گاو فکر میکند تقصیر گاو دیگر است(وقتی زمین سفت است ، گاو از چشم گاو می بیند- عروس نمی توانست برقصد ، میگفت زمین کج است)».
یئرین قولاغی وار.
«دیوار موش دارد ، موش هم گوش دارد».
یئرینه ایشه مک بس ده ییل، شیرین چای دا ایسته ییر.
«».
ییرمی دورد مین پیغمبره یالوارینجا بیر دانا آللاها یالوار.
«به جای اینکه به بیست و چهار هزار پیامبر التماس کنی دست به دامن یه خدا شو».