0

ضرب‌المثل‌های آذربایجانی

 
kasra58
kasra58
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 1055
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:ضرب‌المثل‌های آذربایجانی
پنج شنبه 30 دی 1389  4:35 PM

ح

  • حاجی لک ‌لکین آرتئغ بالاسی.
    • «جوجه اضافی لک‌لک( جوجه‌‌ای که خود لک‌لک از لانه بیرون پرت میکند)».
  • حالوا ـ حالوادئمک له، آغئز شیرین اولماز.
    • «با حلوا حلوا گفتن دهن شیـرین نمی شود».
  • حامام سویو ایله دوست توتماق(خلیفه کیسه سیندن باغئشلاماق).
    • «با آب حمام دوست پیدا کردن(از کیسه خلیفه بخشیدن)».
  • حسن تلسیک دیر.
    • «خیلی آدم عجولی است».
  • حکماوار اوزاخ کردیسی یاخئن(همدان اوزاخ کَردی یاخئن ).
    • «حکم آباد(همدان) دور ولی کرتهایش نزدیک است(کنایه از کسی است که به دروغ می گفت من در حکم آباد(همدان)از روی کرت بزرگ می پریدم غافل از اینکه کرت همه جا هست و امتحان کردن آن نیاز به شهر خاصی ندارد)،اگر یزد دور است، گز نزدیک است».
  • حق آلمالئدئر، وئرمه لی ده ییل.
    • «حق گرفتنی است دادنی نیست».
  • حق ایله باطیلین آراسی دورد بارماقدئر.
    • «فاصله حق و باطل چهار انگشت است».
  • حق داشی آغئر اولار.
    • «سنگ حق سنگین است».
  • حق سوز آجی اولار.
    • «حرف حق تلخ است».
  • حق سوز آخار سولاری ساخلار.
    • «حرف حق آبهای جاری را متوقف میکند».
  • حیرصین دوولته زیانئ وار.
    • «عصبانیت به مال ودولت زیان دارد(در زمان عصبانیت زدن و شکستن به دارایی خود انسان ضرر می رساند)».
  • حیوانئن دیشینه باخارلار ،اینسانئن ایشینه.
    • «سلامت حیوان به دندان است وشایستگی انسان به عملش».
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها