0

دانشمندان سایر علوم

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:دانشمندان سایر علوم
پنج شنبه 30 دی 1389  1:33 AM

جان مینارد کینز(اقتصاد)

 

جان مینارد کینز یکی از اقتصاددانان برجسته قرن بیستم محسوب می‌شود.

جان مینارد کینز، در سال 1883 در کمبریج متولد شد. پدر او خود یک استاد علوم اقتصادی بود. خانواده وی از طبقه متوسط جامعه محسوب می‌شدند. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه به دانشگاه اتون راه یافت و از آنجا در سال 1902 به کالج سلطنتی کمبریج رفت. کینز فلسفه، تاریخ، ریاضی و اقتصاد را در کمبریج تحصیل کرد. وی که در ابتدا در رشته ریاضیات تحصیل می کرد، به واسطه مطالعه آثار برتراند راسل و آلفرد نورث وایتهد، کار کردن بر روی نظریه احتمالات را کنار گذاشت تا بتواند ایده های خود، در باب اقتصاد را دنبال کند. وی یک مکتب اندیشه ای بنیاد نهاد که اقتصاد کینزی نام گرفت؛ و این تنها مکتب اقتصادی است که عنوان خود را از نام بنیانگذارش اقتباس کرده است.

معروف ترین آثار کینز عبارتند از «پیامدهای اقتصادی صلح» که وی در آن، پیش بینی کرده بود که میزان زیاد غرامت که برای ژاپن و آلمان وضع شده، به بی ثباتی سیاسی منجر خواهد شد؛ و کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول»، علاوه بر پیامدهای اقتصادی، تاثیرات عظیم اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک نیز بر جای گذاشته است و یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های اقتصادی قرن بیستم محسوب می‌شود.

کینز در «نظریه عمومی» که در سال های رکود اقتصادی دهه 1930 نگاشته شد، استدلال می کند که رکود های اقتصادی، مشکلات کوتاه مدتی هستند که از نبود تقاضا ناشی می شوند. وی یک راه حل ساده برای این مسئله پیشنهاد کرد : دولت باید از طریق هزینه های عمومی، میزان تقاضا را بیشتر کند. به محض اینکه اقتصاد به دوران رونق بازگشت، دولت می تواند از طریق افزایش مالیات و کاهش مخارج عمومی، کسری بودجه خود را جبران نماید.

اصل زیربنایی نظریه کینز، به حدکافی واضح است : مخارج دولتی باید نسبت معکوس با تجارت خصوصی داشته باشد. در مواقعی که تجارت رونق می یابد، دولت باید کمتر خرج کند؛ و زمانی که اقتصاد، کساد شود بر مخارج عمومی افزوده خواهد شد. ولی آنچه که در نظریه کینز، رادیکال یه حساب می آید این اصل کلی است که دولت برای کنترل تقاضا باید در اقتصاد مداخله نماید و این ایده به عنوان «سیاست مدیریت تقاضا» شناخته می شود.

کینز برخلاف نظریات اقتصاد کلاسیک (طبق دیدگاه نظریات کلاسیک، اقتصاد زمانی به بهترین نحو عمل می کند که کوچکترین دخالتی از سوی دولت انجام نگیرد. اسمیت و میل بر این باور بودند که نظم طبیعی اقتصاد تا زمانی که توسط دولت مختل نشود، به سوی رفاه حداکثری فرد و جامعه گرایش دارد)، منتقد رویکرد به اقتصاد آزاد و سپردن اقتصاد به نیروهای بازار بود. وی این نظریه را که جامعه در حالت تعادل به اشتغال کامل می‌رسد، رد کرد و اعتقاد داشت که سطح اشتغال با میزان تولید و میزان تولید با میزان تقاضای موثر (یعنی میزان خرید کالاها و خدمات) ارتباط مستقیم دارد. بنابراین وی معتقد بود که برای کاهش بیکاری، دولت می‌بایست اشتغال ایجاد نماید؛ هرچند که این اشتغال غیرمولد باشد.

کینز، در زمان جنگ جهانی اول در خزانه‌داری انگلیس مشغول به‌کار بود و پس از جنگ، ریاست هیات نمایندگی خزانه‌داری انگلیس در انجمن صلح پاریس را بر عهده داشت. در سال ۱۹۱۹ نماینده وزیر دارایی در شورای عالی اقتصاد انگلستان شد؛ ولی خیلی زود از این سمت کناره‌گیری نمود. چون توصیه‌های او درمورد نحوه دریافت غرامت جنگی از دولت آلمان مورد پذیرش مقامات انگلیسی واقع نشد.

وی در سال 1925 با لیدیا لوپوکووا ازدواج کرد. لیدیا، یک بالرین روس بود و تحصیلات بسیار کمی داشت. اما به عقیده کینز از روحی آزاد بهره‌مند بود.

کینز که از سال 1937 به بیماری قلبی مبتلا شده بود، در 20 آوریل 1946 در خانه روستایی خود در ساسکس، تیلتون در گذشت. او پس از مرگ سوزانده شد و خاکسترش در بلندی‌های منطقه به باد سپرده شد. کینز در حال حاضر الگویی برای تمامی متخصصان جوان اقتصاد کلان است. او هرگز جایزه نوبل را دریافت نکرد؛ اما معروفیت جهانی وی و تاثیر او بر اقتصاد کلان برکسی پوشیده نیست.

منابع :

روزنامه رسالت

روزنامه دنیای اقتصاد

ویکیپدیا



تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها