پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان
پنج شنبه 30 دی 1389 6:30 PM
كمبودها
وضع تداركات و خورد و خوراك نيروها هميشه به يك منوال نبود و به اصطلاح در بر روي يك پاشنه نميچرخيد. نبود يا كمبود آذوقه يك طرف، رساندن آن به نقاط صعبالعبور يا زير آتش و احياناً در محاصره هم به قول بعضيها همان طرف! ميماند. نحوهي برخورد بچهها با اين وضع، وضعي كه در واقع خودشان با طيب خاطر و عاشقانه با حضور در منطقه براي خودشان به وجود آورده بودند. برادراني كه در حجب و حيا كار را به جايي رسانده بودند كه سر سفرههاي شلوغ گروهان، اگر از چشم توزيعكنندگان پنهان ميماندند سرشان را بلند نميكردند تا آنكه بغلدستيشان متوجه شده و خدمتگزاران را صدا ميكردند كه مثلاً به فلاني غذا ندادهايد چه رسد به اينكه اهل تقاضا باشند و بهانهي آنچه نيست، بگيرند. مواقعي كه براي بيست نفر به اندازهي سه نفر غذا ميآمد، گاهي چراغ را خاموش ميكردند كه: «ابوالفضلي هر كس گرسنهتر است بيايد جلو و غذا بخورد» و بعد كه چراغ روشن ميشد، سفره و غذاي دست نخورده اشك همه را در ميآورد.
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) - صفحه: 33