پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان
چهارشنبه 29 دی 1389 11:06 PM
شكسته نفسي ها
شكسته نفسيها را به مزاح شكستهبندي هم ميگفتند، معمولاً فعل و انفعالات قولي و زباني كه براي رو نشدن دستها، بچهها از خود بروز ميدادند، چنانكه نسبت رزمنده را شايستهي خود نميدانستند و عكسالعملشان اين بود: «كه ما لغزندهايم». كنايه از اين كه ما گنهكاريم و مدافع دين و منزلت آن نميتوانيم باشيم و آنچه از باب حفظ اخلاص و گريز از ريا بود و غالباً با محمل «وقت خوش كردن» و مطايبه و نظير پرسوجو كه بعضيها از سر سادگي راجع به چگونگي باز شدن پاي شخص به جبهه ميكردند و جوابهاي از اين دست كه: «كار نبود، خرج گران بود، شهر چيزي گير نميآمد، اينجا لااقل دلي از عزا درميآوريم و مجبور نيستيم براي همه چيز توي صف بايستيم!» و از اين قبيل حرفها.
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) - صفحه: 106