پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان
چهارشنبه 29 دی 1389 10:42 PM
جعبه مهمات شخصي
كمد و كشو و صندوق وسايل بچهها، چيزي جز جعبههاي مهمات نبود. جعبههاي نو و تميزي كه كف و ديوارهي آن را با روزنامه و مشمع عايقبندي ميكردند و دور تا دور لبههاي آن را با لاستيك تيوپ دوچرخه واشر ميگذاشتند تا حشرات موذي و آب به داخل آن راه نيابد. بعد آن را رنگ ميزدند تا از جعبهي ديگران قابل تشخيص باشد. در گوشهي اين جعبه شيشه مربا يا قوطي، نارنجكي بود مخصوص خردهريزها، وسايلي مثل ناخنگير، پلاك، كليد، دكمه، نخ، سوزن، خودكار و غير آن.
در جعبه را كه ميگشودي، نوعاً با عكس دوستان شهيد صاحب جعبه، تصوير حضرت امام و پوسترهاي مورد توجه شخص و پيشانيبندهايي كه بعضاً يادگار شهدا بودند مواجه ميشدي. به علاوه آينهاي كه از داخل به در چسبانده بودند. روي اين جعبهها نام خود يا جملاتي چون «جنگ، جنگ تا پيروزي» و نظير آن مينوشتند و برايشان چفت و قفل تهيه ميكردند و كليد آن را مثل مادربزرگها! با پلاك به گردن ميآويختند، تا در بالا پايين شدنهاي طول روز كه داشتند گم نشود.
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم)