پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان
چهارشنبه 29 دی 1389 10:40 PM
توبه كردم
اخلاق به خصوصي داشت، لام تا كام با كسي حرف نميزد و فقط توي خودش بود. از هفتهي پيش كه به گردان ما پيوست، به غير از سلام از او چيزي نشنيديم.
همهي كارهايش را پنهاني انجام ميداد. خصوصاً موقع لباس عوض كردن عجيب اصرار داشت دور از چشم ديگران باشد. تا اينكه يك روز آسماني شد، تمام بدنش سوخت جز يك تكه از بازوي خالكوبي شدهاش كه روي آن نوشته شده بود: «توبه كردم».
منبع :مجله معبر 5