پاسخ به:چهره های ماندگار
شنبه 16 بهمن 1389 5:17 PM
دكتر احمد مجد
تولد : 1322/2/8 محلات
رشته تحصيلي : زيست شناسي گياهي
مى گويند زيست شناسى، دانش زندگى و حيات است. اين دانش، ويژگى ها و رفتارهاى محيط زيستى را از مسير بررسى چگونگى پيدايش گونه هاى زيست و نيز روابط هرگونه با محيط پيرامونش، مورد بررسى قرار مى دهد. به همين دليل طيف گسترده اى از علوم و عرصه ها و رشته هاى دانشگاهى را دربرمى گيرد. امروزه بيش از چهل رشته مستقل زيست شناسى از بطن اين علم پايه شكل گرفته و مسير جداگانه و مستقلى را پيموده اند. با اين حال جملگى در طلب درك معناى حيات و شناخت موجود زنده و ماهيت اوست و براى بقاى محيط و هستى و انسان مى كوشد. دكتر احمد مجد يكى از فعالان رشته زيست شناسى tدر ايران است كه در جهت گسترش سطح آموزش و اعتلاى دانش نظرى اين علم در ايران، خدمات شايانى كرده است. مهرگان امروز به او اختصاص دارد:
تأليفات: روشهاى اوليه آزمايشگاهى زيست شناسى سلولى، مولكولى ميكروسكوپ الكترونى، تكنيك هاى آزمايشگاهى، نمو گياهى و...
ترجمه: سه جلد اطلس زيست شناسى
تدريس در: دانشگاه تربيت معلم ، دانشگاه آزاد اسلامى ، دانشگاه اراك و دانشگاه تهران
احمد مجد در خانواده اى فرهنگى در شهر محلات به دنيا آمده است. پدر و پدربزرگش از بانيان آموزش و پرورش اين شهر بودند و احمد كوچك مقطع دبستان را در مدرسه اى گذراندكه به نام حسين مجد (پدربزرگش) نامگذارى شده بود. او تحصيلات متوسطه را در رشته طبيعى و در سال۱۳۳۹ به پايان رساند و در همان سال وارد دانشسراى عالى تهران شد، در رشته اى كه دوست مى داشت و قرار بود سرلوحه زندگى علمى او باشد يعنى رشته زيست شناسى كه در سال۱۳۴۲ با رتبه اول از آن فارغ التحصيل شد. همان سال به استخدام آموزش و پرورش درآمد و متعهد شد كه در آن وزارتخانه ، دوران تعهد خدمت خود را به انجام رساند. تعهد او را به استان خوزستان برد و در شهرستان اهواز اولين دوره دبيرستان و آموزگارى اش را تجربه كرد؛ سال ،۱۳۴۲ احمد مجد معلم زيست شناسى شد.
او از اين دوران با افتخار ياد مى كند و مى گويد: «دوران پربار دبيرى من هرچند حدود ده سال به طول انجاميد اما خدمت معلمى، راه مرا روشن كرده بود. مى دانستم رو به كدام سمت دارم و به كجامى روم، دوران موفقى بود، تمام همتم را صرف بچه ها و تعليم آنها مى كردم و خوشبختانه بسيارى از آنها در تحصيلات عالى درخشيدند و انسانهاى موفق و كارآمدى از آب درآمدند.»
احمد مجد با هزينه شخصى در سال۱۳۵۱ عازم كشور فرانسه شد و به دانشگاه پيرمارى كورى پاريس رفت. اين دانشگاه بخش علوم دانشگاه سوربن است و يكى از مهمترين دانشگاههاى علوم در جهان به حساب مى آيد. او شاگرد پروفسور نوگارت شد و رشته تخصصى زمينه هاى سلولى، مولكولى، بيوشيمى را دنبال كرد. چرا كه حس مى كرد بيشترين علاقه را در اين شاخه هاى زيست شناسى دارد.
«اولين بار بود كه پروفسور نوگارت را مى ديدم، او در رشته خود شهره آن زمان بود، پروفسور پرسيد آيا از بيوشيمى چيزى مى دانى؟ و چون من فارغ التحصيل زيست شناسى بودم و اين شانس را در ايران داشتم كه در تحصيلات خود دو ترم بيوشيمى بخوانم، جواب دادم، بله! و او با تعجب پرسشهايى كرد و مطمئن شد. جالب آن است كه بدانيد در دوره ما براى اولين بار بود كه در ايران بيوشيمى تدريس مى شد. اينگونه بود كه توانستم از اين دانشمند زيست شناسى پذيرش تحصيلى بگيرم.»
از آن پس در قسمت سيتولوژى و مورفوژتر (سلول شناسى و اساس ريخت زايى بربناى مسائل سلولى و مولكولى) دانشگاه شروع به فعاليت كرد.
«آنچه كه يك گياه را به آن شكل خاص درمى آورد، مجموعه برهم كنشهاى بين سلولى و بين مولكولى و بروزژنى است و تمام آنچه جهان يا ماهيت يك گياه مى تواند باشد موضوع اين علم به حساب مى آيد.
مجد در امتحانات تئورى رتبه اول را كسب كرد و همزمان كارهاى عملى را نيز به خوبى انجام داد تا جايى كه توانست رضايت تمامى اساتيد بخصوص پروفسور نوگارت را به دست آورد.
پس از آن بود كه با معرفى نوگارت، دولت فرانسه به او بورس تحصيلى داد و درهمان دپارتمان درسال ۱۳۵۶ مجد از رساله دكتراى خود دفاع كرد. دراين دوران او با دانشمند بزرگ ديگرى پروفسور روبرت نيز همكارى نزديك داشت.
رساله دكتراى او درباره دانه هاى گرده، مراحل تكوينى آن و برهم كنشهاى سلولى دانه هاى گرده به زبان فرانسه بود كه توانست او را به درجه عالى دانشگاهى فارغ التحصيل كند.
در فرانسه به او پيشنهاد پست آسيستانى مى شود و نمى پذيرد چرا كه او عاشق شغل معلمى و متعهد به دانشجويان جوان ايران زمين بوده است.
مجد به ايران بازگشت و همچنان متعهد خدمت در آموزش و پرورش و كارمند رسمى آن بود.
او كارش را در دانشگاه ابوريحان تهران شروع كرد و پس از چندماه به عنوان سرپرست دوره شبانه دانشكده علوم آن دانشگاه برگزيده شد.
در دوران پيروزى انقلاب او رئيس دانشكده علوم شد كه تا سال ۱۳۵۸ دراين مقام باقى ماند.
پس از آن دانشگاه ابوريحان با دانشگاه تربيت معلم ادغام شد.
از آن سال به بعد است كه دكتر مجد عضو دانشگاه تربيت معلم در گروه زيست شناسى مى شود كه اين عضويت تا زمان حال نيز ادامه دارد.
او مراحل مربوط به استاديارى و دانشيارى را گذرانده و يكى از اركان علمى اين دانشگاه به شمارمى آيد.
درزمان تعطيلى دانشگاهها او عضو كميته برنامه ريزى زيست شناسى در ستاد انقلاب فرهنگى بود و بعداً به مدت ده سال سرپرست اين كميته شد.
« آدمهاى بسيارى در جهان به موفقيت مى رسند و درعلم شايد آدمهاى كمترى! چون علم، صبر، تمركز، تلاش و دانش مى خواهد. اولاً اينكه هرگز درموفقيت يك انسان لطف خدا را فراموش نكنيد و خواست او را، دوماً در مسير علم جداً از تلاش فردى، راه رفته رهروان آن علم و همكاران آن يا كسانى كه پيش از او درآن خطير پردشوار رنجها برده اند نيز بسيار حائزاهميت است. اگر من موفقيتى داشته ام به اين دو دليل بوده است. »
درهمان دوران سه جلد كتاب مهم و مرجع اطلس زيست شناسى سلولى و مولكولى را اززبان فرانسه ترجمه كرد. نويسنده اين كتاب پروفسور رولاند يكى ازمهمترين دانشمندان زيست شناسى پنجاه سال اخير دنيا است. تاريخ چاپ اين كتاب سالهاى ۱۳۶۷ تا ۶۹ است. كتابى كه بسيارمورد استقبال قرارگرفت.
درآن هنگام او و تنى چند ازهمكاران به فكر تأسيس دوره كارشناسى ارشد در دانشگاه تربيت معلم مى افتند. پس ازچندى اين دوره شكل گرفت و دوباره پس از چندسال آنها دوره دكترا نيز برگزاركردند.
درهمان سالها دانشگاه آزاد از او به عنوان مديرگروه زيست شناسى دعوت به عمل مى آورد و احمدمجد نيز پاسخ مثبت مى دهد و در دانشگاه آزاد واحد تهران شمال مشغول به كار مى شود.
« با لطف خدا و همكارى مسؤولان توانسته ايم دوره كارشناسى ارشد و دكتراى زيست شناسى را هم در دانشگاه آزاد ايجاد كنيم كه بعضى از شاگردان اين دانشگاه اكنون در سمت استادى مشغول به فعاليت هستند. »
مجد درباره اعتبار علمى دانشگاههاى ايران دررشته زيست شناسى مى گويد:«ما هم اساتيد درجه يك داريم و هم از متون روز صحبت به ميان مى آوريم و هم آزمايشگاههاى خوب و مجهزى دراختيار داريم. مهمتر از همه اين است كه توانستيم بسيارى از آسيب هاى اجتماعى را باجذب دانشجو كاهش دهيم.»
احمد مجد صاحب دوازده جلد كتاب به صورت تأليف و ترجمه است. كتاب زيست شناسى سلولى و مولكولى كه با همكارى دكتر شريعت زاده تأليف شده، در هفدهمين دوره كتاب سال جمهورى اسلامى ايران برنده جايزه شده است.
روشهاى اوليه آزمايشگاهى، ميكروسكوپ الكترونيكى، نموگياهى، رهبردهاى تكاملى گياهان كه در كتاب آخر با همكارى اعضاى هيأت علمى تأليف و ترجمه شده است از ديگر كتابهايى است كه توسط او به رشته تحرير درآمده و در دست انتشار است.
در دستاوردها و كنكاشهاى او موجودزنده از ابعاد مختلف بررسى مى شود. چگونگى پيدايش، چگونگى تغييرات، وضع فعلى، تشكيلات ساختارى و مجموعه برهم كنشهايى كه تجلى موجودزنده را باعث مى شوند و ما چه پيش بينى هايى را نسبت حيات و موجود زنده خواهيم داشت و آيا خارج از زمين حيات چه وضعى و چه شكلى دارد؟ آيا حيات اشكال ديگرى دارد؟ و...
تمامى اين سؤالات درحوزه دانش زيست شناسى و تحقيقات او و همكاران قراردارد.
انسان جزئى از اكولوژى است. انسان بخشى از سيستم حيات است. انسان تنها موضوع زيست شناسى نيست. خالق انسان، حيات را نيز آفريده است. موجودات ديگر را نيز آفريده است. انسان بسيار كامل است اما ما درهمان هستى مولكول و سلولها را داريم كه اعجاب انگيزند. آنها شعور دارند. موجودات كاملى هستند. قدرت پيش بينى دارند. مى دانند اگر روزى زخمى شدند بايد به چه طريقى آسيب نبينند يا خود را ترميم كنند. دريك سلول توانايى بسيارى هست. و يك باكترى مى تواند انسان را ازپا دربياورد!»
مجد معتقد است وضعيت فعلى تحقيقات زيست شناسى و آزمايشگاهى در ايران درحوزه مديريتى چندان رضايت بخش نيست. او مى گويد: «تجهيزات مدرن در كشور وجوددارد اما توزيع آن عادلانه نيست. با اين حال با وجود آزمايشگاههاى بزرگ با تكنولوژى مدرن، هم درتهران و هم در شهرهاى ديگر كه مشغول فعاليت هاى گسترده هستند، اميد مى رود كه بتوانيم قدمهاى بزرگ و اصيلى را برداريم. همچنانكه مقالات طرازاولى از همكاران و دانشجويان اين رشته درمجلات معتبر علمى جهان چاپ شده است.»