0

گریه ی شبانه

 
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

لب خاموش
سه شنبه 28 دی 1389  11:24 PM


لب خاموش
امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
 فردا مرا چو قصه فراموش می کنی
 این در همیشه در صدف روزگار نیست
 می گویمت ولی توکجا گوش می کنی
 دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت
 ای ماه با که دست در آغوش می کنی
در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست
 هشیار و مست را همه مدهوش می کنی
 می جوش می زند به دل خم بیا ببین
 یادی اگر ز خون سیاووش می کنی
 گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت
 بهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی
 جام جهان ز خون دل عاشقان پر است
 حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی
سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع
زین داستان که با لب خاموش می کنی

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها