0

گهواره ی خالی

 
sadra_sn
sadra_sn
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 302
محل سکونت : زنجان

هست ای ساقی
سه شنبه 28 دی 1389  10:05 PM

 
شکوه جام جهان بین شکست ای ساقی
نماند جز من و چشم تو مست ای ساقی
 من شکسته سبو چاره از کجا جویم
که سنگ فتنه سر خم شکست ای ساقی
صفای خاطر دردی کشان ببین که هنوز
ز داشت نکشیدند دست ای ساق ی
 ز رنگ خون دل ما که آب روی تو بود
 چه نقش ها که به دل می نشست ای ساقی
درین دو دم مددی کن مگر که برگذریم
 به سر بلندی ازین دیر پست ای ساقی
 شبی که ساغرت از می پر است و وقت خوش است
 بزن به شادی این غم پرست ای ساق ی
 چه خون که می رود اینجا ز پای خسته هنوز
مگو که مرد رهی نیست ، هست ای ساقی
 روا مدار که پیوسته دل شکسته بود
 دلی که سایه به زلف تو بست ای ساقی
 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها