0

یک داستان کوتاه !

 
Mehdi900
Mehdi900
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 6667
محل سکونت : بوشهر

پاسخ به:یک داستان کوتاه !
سه شنبه 18 مرداد 1390  10:35 AM

گوگل اینطوری معنی کرد:

دور از زندگی یک پسر. نام او لئو است. لئو است که در دیگر

پایان جهان است. او خود را همراه با خورشید است. لئو آن را در یک بود

بند ناف. او در همه جا آنها را می گیرد با او. لئو خوشحال است. او به هیچ

ترس. حتی در شب انجام دهند. لئو همیشه خورشید

اینجا کلیک کنید. همه لئو و خورشید را دوست داشت.

زو زندگی دور. در طرف دیگر زمین است. که در آن

یکشنبه پایین می رود. زو پوشد ماه با آن است. و کوچک

ابر. چه کسی نیاز آب ، زو تماس. زندگی در بیابان

شیر. او تشنه است. زو به ارمغان می آورد با او آب ابر است. زو

غم انگیز است چرا که او به تنهایی است. شیر می گوید : به زو : : جستجو

انتهای دیگر از جهان است.

هنگامی که لئو و زو می شود وجود دارد. و در واقع، آنها

ملاقات کند. خورشید و ابر و باران کمی می توان یافت

نیز. با هم یک رنگین کمان زیبا به آنها می دهد. و

حالا شما می توانید خواب!

« سعادتمند کسی است که از هر اشتباه و خطایی که از او سر می زند، تجربه ای جدید به دست آورد »
سقراط

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها